الفيض الكاشاني
14
شوق مهدى ( فارسى )
خواهان ، گرچه بعضى نام او را نمىشناسند . گروهى به غلط به دنبال برنامهاى پوچ و توخالى رفتهاند ، و به جاى آب سرابى ديدهاند ! ولى دستهاى هستند كه لحظهاى غفلت ننموده و با دنبال كردن هدف عالى مصلح الهى به انتظار فرا رسيدن چنين روزى به سر مىبرند . جان و آنچه دارند در راه محبت حضرتش نثار مىكنند ، و با كمال ادب مىگويند : جان چه باشد كه نثار قدم دوست كنم * اين متاعى است كه هر بىسر و پائى دارد در ميان هزاران مقاله و كتاب ، سخن نظم و نثر گاهى به گفته يا نوشته منظوم و منثورى برخورد مىكنيم كه خود حاكى از سوز و گدازى ناگفتنى است ، و تنها احساس است كه مىتواند ميزان سوز و گداز آن را درك كند و در مقابل حقيقتى كرنش نمايد . روزى به ديدن كتابخانه آقاى فخر الدين نصيرى امينى رفتم ، و از روى جمع آثار و ذخائر گرانبهاى ارزندهء عالم اسلامى لذت بردم و آرزو داشتم ايكاش مردان بزرگ و شخصيتهاى علمى هرچه زودتر دست به گردآورى اين سرمايه علمى كه در گوشه و كنار مملكت وجود داشته مىزدند ، تا امروز كتابخانههاى بزرگ جهان به داشتن چنين آثارى كه از ماست مباهات نكنند ، و ما با از دست دادن آن برنامههاى ارزنده تأسف نخوريم . در هر صورت چند كتاب خطى دربارهء شخصيت دادگستر جهان حضرت مهدى عجل اللّه فرجه در اختيار اينجانب گذاردند ، دقايقى چند ، دربارهء آنها فهرستوار مطالعه كردم ، ناگهان خود را در يك جهان پهناورى از عشق و محبت و سوز و گدازى عالمانه فرايافتم . هنوز نسخه اول را تماشا نكرده بودم كه نسخه ثانى كتاب را به دستم دادند . ديدم عالمى كه عمر خود را در راه كسب معارف اسلامى و نشر حقايق دينى از راه تفسير قرآن كريم و جمع آورى روايات اهلبيت عليهم السلام و تدوين علم اخلاق و ساير مزايائى كه موجب صفاى دل و عظمت روح مىگردد ، با قريحهاى سرشار قلم به دست گرفته و مطالب عالى عرفانى را در وجود مقدس حضرت بقية اللّه الاعظم ( عج ) پياده نموده ، با يك دنيا آتش درونى خود كه از فراق حضرتش دل و جان سوختهاى دارد به سبكى شيوا به رشته نظم درآورده است ، و از استاد عرفان و ادب استقبال نموده است . با خود گفتم چه خوب است اين اثر نفيس با بهترين طرزى چاپ شود ، و در روز