السيد هاشم البحراني ( مترجم : افتخار زاده )
11
تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى )
سخن مترجم بسم اللّه الرّحمن الرّحيم سخن از ديدار است ؛ ديدار خورشيد . صحبت از كسانى است كه يا تابش خورشيد را بر خود ديده و گرماى آن را احساس كردهاند ، و يا چشم به او دوخته و لحظهاى ديدگانشان توان ديدار آن را داشته است . خورشيدى كه در سال 260 ه . ق ، ابر غيبت حجابى بر روى او شد و انسانهاى در ستيز با خورشيدهاى نورانى را از ديدار خود محروم ساخت . و نه تنها آنها را بلكه همه مردمانى را كه دوران طلوع تابناك خورشيدها را غنيمت ندانسته و از پرتو انوارشان استفاده نكردند . نهتنها دشمنان ديگر نتوانستند به او دسترسى پيدا كنند ، و آنچه را كه بر سر پيشينيان او آوردند ، با او نيز چنان كنند ، بلكه دوستان هم ديگر توفيق باريافتن به حضورش را نيافتند و از فيض ديدارش محروم شدند . چراكه اين دوستان در عين ادعاى دوستى كه هرچند بعضى هم در اين ادعا صادق بودند اما پيرو نبودند ، آشناى به حقيقت امامت و ولايت نبودند . از آزمايشات درست از كار درنيامدند و در لحظههاى حساس ، مصالح فردى خود را بر دستور و صلاحديد امامشان ترجيح مىدادند . تا خطرى احساس مىشد به گوشهاى مىخزيدند و اگر در گوشهاى ديگر قدرتى تمركز مىيافت