مصطفى محقق داماد

79

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

بنابراين مىتوان شبهه‌هاى وجوبى را نيز ملحق به شبهه‌هاى تحريمى كرد . به علاوه اينكه در شبهه‌هاى وجوبى ، در واقع شك و شبههء مكلّف گوياى اين است كه آيا ترك چيزى كه احتمال وجوب آن مىرود حرام است يا خير ؟ بنابراين در درون شبههء وجوبى يك شبههء تحريمى نيز وجود دارد ، پس مكلّف با تمسّك به اين حديث مىتواند برائت را در مورد شبههء فوق نيز اجرا نمايد « 1 » . در هر حال با وجود روايت‌هاى متعدد براى اثبات برائت ، مىتوان به همين مقدار اكتفا نمود ؛ خصوصا كه در اين ميان دلالت حديث رفع ، متقن به نظر مىرسد . ج - عقل مستند عقلى اصل برائت ، قاعده مشهور عقلى « قبح عقاب بلا بيان » است ؛ يعنى : مؤاخذه و عقاب فرد در مورد خوددارى نكردن از شىء ممنوع يا انجام ندادن امر الزامى بدون آنكه چيزى را ممنوع كنند يا به امرى الزام نمايند ، عقلا عملى زشت و قبيح است و چون انتساب عمل قبيح به خداوند محال است ؛ بنابراين خداى متعال نسبت به ارتكاب اعمالى كه حرمت و وجوب آنها براى بندگان نامعلوم است مؤاخذه‌اى نخواهد كرد ؛ پس حكم ظاهرى در مورد آنان برائت است . حكم عقلى « قبح عقاب بلا بيان » پشتوانه و زيربناى بسيارى از اصول و قواعد فقهى به خصوص در حقوق جزاى اسلامى است ، قاعده برائت نيز اين نقش اصلى را ايفا مىكند . البتّه ناگفته نماند كه استدلال به اين حكم عقلى براى اجراى قاعدهء برائت ، منوط به اين است كه مراد از كلمه « بيان » صرف اعلام حكم نباشد ، اگرچه مكلّف به عللى برآن آگاهى نيابد كه در اين صورت قاعده عقلى در موارد

--> ( 1 ) - آخوند خراسانى ، كفاية الاصول ، ص 341 .