مصطفى محقق داماد
31
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
خود را برداشت نمايد ؟ به اعتقاد شيخ انصارى اين نتيجهگيرى صحيح نيست و در اين حالت استصحاب امكان ندارد . هرچند به اينگونه نتيجهگيرى ، اصطلاحا و به صورت مجازى « استصحاب قهقرايى » گفته مىشود ، ولى چون يقين بر شك تقدم زمانى ندارد اين مقوله اصولا تحت اطلاق عنوان استصحاب قرار نمىگيرد و فاقد حجيّت است « 1 » . با اين حال فقهاى مالكى ، استصحاب قهقرايى ، را حجت مىدانند ، مثلا در مورد زوجى كه بدون گذاشتن نفقه براى زوجهاش غايب شود و پس از مراجعت زوجه از او نفقه ايّام غيبت را مطالبه كند ، و زوج نيز در برابر مدّعى اعسار در زمان غيبت شود اما ولى زوجه منكر اعسار او گردد ؛ فقهاى مالكى مىگويند حاكم مىتواند به حال فعلى زوج توجه كند . اگر مؤسر باشد ، حكم به استصحاب يسر او در زمان غيبت بدهد و زوج را به پرداخت نفقه ايام غيبت به زوجهاش محكوم كند و اگر معسر باشد حكم به استصحاب عسر او در زمان غيبت بدهد « 2 » . د - شرط چهارم فعليت شك و يقين است ؛ يعنى بايد واقعا يقين نسبت به حالت سابق وجود داشته باشد و در زمان لاحق نسبت به آن واقعا شك پديد آمده باشد . پس شك تقديرى و يقين تقديرى در استصحاب جايى ندارد . فقها براى روشن شدن اين شرط مثال زير را از وظايف عبادى مىآورند : اگر مكلّف يقين داشته باشد كه حالت سابق او طهارت بوده - يعنى وضو داشته و طاهر بوده - و اكنون شك كند كه آيا طاهر است يا نه ؟ استصحاب طهارت
--> ( 1 ) - شيخ انصارى ، فرائد الاصول ، ص 319 . نايينى ، ميرزا محمد حسين ، فوائد الاصول ، تقريرات ، ج 4 ، ص 111 . ( 2 ) - ابن رشد ، بداية المجتهد ، كتاب نكاح و طلاق ، ص 521 .