مصطفى محقق داماد
29
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
تشكيل مىدهد . 4 - شرايط اجراى استصحاب الف - شرط اول اين است كه زمان متعلق يقين و شك با يكديگر تفاوت داشته باشد . اين معنى از تعريف استصحاب نيز به خوبى معلوم است و تعريف استصحاب دليل اعتبار اين شرط است ؟ زيرا از عبارات « يقين سابق و شك لاحق » تفكيك زمانى ميان متيقّن و مشكوك استنباط مىگردد ؛ يعنى زمان يقين ، ماضى و زمان شك مستقبل يقين مربوط به گذشته و شك در آينده است . براى روشن شدن موضوع به مثال زير توجه كنيد : جوانى در سال 1360 به سربازى مىرود ، هنگام عزيمت طبعا يقين داريم كه زنده بوده است . بعد از گذشت مدتى و عدم مراجعه او تا سال 1365 ، بدون اين كه دلايل محكم بر ادامهء حيات او ارائه شده باشد ، در مورد زنده بودن اين شخص دچار ترديد مىشويم . در اينجا تا دلايل كافى بر نفى بقاى حالت سابق ، يعنى زنده بودن سرباز ، به دست نيامده بنا بر اصل استصحاب حكم به زنده بودن او مىشود . بر همين اساس اگر چنين شخصى عيال و اموالى داشته باشد در نكاح و ملكيت او باقى مىماند و هيچگونه تعرضى به آنها مجاز نيست . در اين مثال كاملا روشن است كه زمان در مورد يقين سابق ؛ يعنى اطلاع از زنده بودن شخص ، مربوط به سال 1360 است و كاملا با زمان حدوث شك نسبت به حالت سابق كه متعلق به سال 1365 بوده متفاوت مىباشد . همينجا لازم است در مورد مطلبى كه در علم اصول معروف به « شك سارى » است توضيح مختصرى داده شود . در مثال بالا چنانچه در سال 65 ترديد حاصل شود كه آيا اصولا يقين سابق -