مصطفى محقق داماد

13

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

و آمادگى كافى به طى طريق نسبتا طولانى و همت گرفتن از طايران قدسى نياز دارد . بقول شيخ انصارى « الاجتهاد اشد من الجهاد » « 1 » سخن از اجتهاد متجزى است و نه مطلق . شگفتا بعضى چه به آسانى در اين ايام خويشتن را مجتهد متجزى مىخوانند غافل از آنكه شخصيتهايى نظير شيخ اعظم انصارى قدس سره اعتراف به فقدان مرتبه اعلا و مطلق آن دارد ، « 2 » به ويژه در زمان ما كه در زمينه رخدادها و پديده‌هاى جديد در روابط معاملاتى و حقوقى درك موضوعات كار بسيار دشوارى است . ولى علىرغم تمامى مطالب فوق در عين حال نبايد اين نكته را از نظر دور داريم كه جمله « هركس يا بايد مقلّد باشد و يا مقلّد » ، اگر هم صحيح باشد مربوط به افتا و عمل است نه در مقام پژوهش و تحقيق . پژوهشگران و حقوقدانان نه مقلدند و نه مفتى . آنان به خاطر آنكه همواره قوانين مدنى و اخيرا جزايى از فقه اخذ شده لزوما بايد بر مبانى فقهى نه صرفا آشنا بلكه آگاهى كافى داشته باشند . به آنها نمىتوان گفت مسائل خود را استفتا كنيد تا مفتيان عاليقدر با حد اقل جملات و بدون هرگونه استدلال موجه پاسخ دهند . آنان مايلند مبانى استدلال را بدانند و در صورت لزوم آنچه به نظرشان موجه مىرسد متابعت نمايند . اتّباع غير از تقليد است . تقليد پذيرفتن نظر ديگرى است بدون دليل ، ولى اتّباع عبارت است از اينكه تابع راه متبوع را برود بر مبناى دلايلى كه متبوع راجع به صحت نظر خود عرضه مىدارد . 7 - چندى است كه علم اصول فقه مورد بىلطفى بعضى ارباب نظر قرار گرفته و نخستين بار يكى از ذوات ارجمند در مورد حجم و پيشرفت آن از واژه ورم استفاده كرد . البته منظور او چيز ديگرى بود بعدها بسيارى از فضلا با تعبيرات ادبى گوناگون و طنزآميز بر اين دانش تاختند كم‌كم كار به جايى رسيد كه حتى ناآشنايان هم جاهلانه و غير منصفانه حمله مىكنند . اينجانب آرزوى فرصت كافى دارم كه بتوانم مباحث پيشرفته اين دانش را روياروى با مباحث علمى مطرح در آكادمىهاى دنياى معاصر و مراكز فلسفه

--> ( 1 ) - انصارى ، شيخ مرتضى ، فرائد الاصول . ( 2 ) - انصارى ، شيخ مرتضى ، مكاسب ، مبحث من باع صاعا من الصبرة .