مصطفى محقق داماد

112

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

نمىبرم همه اين افراد به هنگام ذبح حيوان ، اسم خدا را بر زبان جارى نموده باشند . . . » همان‌طور كه از تصريح امام ( ع ) استنباط مىگردد نسبت به شبههء غير محصوره در مسألهء مورد نظر - يعنى وجود پنير حرام در يك بازار - اصل اشتغال منتفى مىگردد و مكلّف ، مجوّز ارتكاب مىگيرد . اگر فرضا در خصوص سند و يا دلالت اين روايت خدشه‌اى وجود داشته باشد ، مىتوان براى اثبات عدم اعمال اصل اشتغال در شبهه غير محصوره ، به مفهوم روايت ديگرى كه قبلا بدان اشارت رفت تمسّك جست ، در آن روايت ( كه در بخش شبهه محصوره مطرح گرديد - حضرت على ( ع ) خطاب به كميل مىفرمايد : « اخوك دينك فاحتط لدينك بما شئت » « 1 » ؛ مسائل دينى تو همانند برادر تو هستند ، بنابراين تا آنجا كه توان دارى براى حفظ آن بايد احتياط كنى . در اين روايت امام ( ع ) اجراى اصل احتياط را منوط به توانائى مكلّف مىدانند به طورى كه با وجود عسر و حرج و مشقّت در امتثال تكليف ، ديگر اصل احتياط و اشتغال اجرا نخواهد شد ؛ به عبارت دقيق‌تر : از تقييدى كه در منطوق عبارت امام ( ع ) وجود دارد يعنى از قيد « بما شئت » نسبت به لزوم احتياط در عمل مىتوان در مفهوم اثبات نمود كه اگر اجتناب از تمام اطراف علم اجمالى در شبههء غير محصوره در حد توان مكلّف نبوده و موجب عسر و حرج او مىگردد ، ديگر جائى براى اعمال اصل احتياط نخواهد بود ، چون در چنين حالتى قيد « بما شئت » منتفى بوده و مكلّف « لا يشاء » شده است . 2 - دوران امر بين اقلّ و اكثر در ابتداى بحث از تقسيمات اطراف علم اجمالى روشن گرديد كه گاهى

--> ( 1 ) - شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 123 ، حديث 41 .