الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

23

شرح كفاية الأصول

پس اگرچه با برداشته شدن تكليف مجهول ، ايجاب احتياط نيز برداشته مىشود ، امّا مؤاخذه بر مخالفت احتياط رفع مىشود نه مؤاخذه بر مخالفت تكليف مجهول . به بيان ديگر : رفع مؤاخذه به خاطر رفع ايجاب احتياط است نه به خاطر رفع ايجاب حكم مجهول . و لذا حديث رفع ، دليل برائت نمىشود ، زيرا معناى برائت اين است كه اگر ما با تكليف مجهول ، مخالفت كرديم ، عقاب نشويم . درحالىكه با اين بيان ، اگر ايجاب احتياط نبود ، مؤاخذه بر مخالفت احتياط نيست نه اينكه مؤاخذه بر مخالفت تكليف مجهول نيست . بنابراين حديث رفع ، دليل بر مدّعى نمىباشد . جواب اشكال ( فانّه يقال : هذا . . . مصنّف در جواب از اين اشكال مىفرمايد : واجب بر دو قسم است : 1 - واجب نفسى : يعنى چيزى كه خودش واجب است و مصلحت و ملاك در ذات خودش است ، به طورى كه اگر اتيان شود ، به خاطر خودش ثواب داده مىشود و اگر ترك شود ، به خاطر خودش عقوبت مىآيد . مانند : نماز ، روزه و . . . 2 - واجب طريقى ( غيرى ، مقدّمى ) : واجبى است كه در حقيقت ، ايجابش به خاطر اين نمىباشد كه خودش مطلوب و محبوب است و در متن ذاتش منفعتى وجود دارد ، بلكه طريق است براى رسيدن به چيز ديگرى ( به بيان ديگر : راه و طريق است ، نه هدف ) ، مانند « مشى » نسبت به حجّ ، زيرا خود راه رفتن ، محبوبيّت ذاتى ندارد ، بلكه طريق و راه است براى رسيدن به هدف ( حجّ ) . بعد از اين توضيح ، جواب اشكال معلوم مىشود ، زيرا ايجاب احتياط ، نفسى نمىباشد تا مخالفت آن ، عقاب و موافقت آن ، ثواب داشته باشد ، بلكه ايجاب طريقى و غيرى دارد . احتياط را براى آن تكليف واقعى مجهول ، واجب كرده‌اند . و لذا اگر مؤاخذه‌اى است ، به خاطر مخالفت تكليف مجهول است نه خود احتياط ، چنان‌كه اگر ثوابى هست ، به خاطر موافقت آن تكليف واقعى مجهول است نه خود احتياط . بنابراين رفع تكليف مجهول ، موجب رفع ايجاب احتياط مىشود و رفع ايجاب