الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
20
شرح كفاية الأصول
حديث رفع يكى از رواياتى كه به آن استدلال شده ، حديث رفع است . رفع عن أمّتى تسع : الخطأ و النسيان و ما لا يعلمون و ما لا يطيقون و . . . آنچه از اين حديث ، مورد نظر است ، فقرهء « ما لا يعلمون » است . تقريب استدلال مقصود از « ما » ى موصوله در « رفع ما لا يعلمون » حكم الزامى ( اعمّ از ايجابى در شبهات وجوبيّه ، و تحريمى در شبهات تحريميّه ) است . يعنى حكم و تكليفى كه مجهول است ، مرفوع مىباشد ، به طورى كه ترك آن در شبهات وجوبيّه ، و فعل آن در شبهات تحريميّه ، مؤاخذهاى ندارد . و در اين صورت تفاوت نمىكند كه منشأ جهل و عدم علم به حكم ، فقدان نصّ يا اجمال نصّ يا تعارض نصّين باشد ( كه اين مربوط به شبهات حكميّه است ) و يا اصلا منشأ جهل ، امور خارجيّه ( مانند : تاريكى ) باشد ( كه اين مربوط به شبهات موضوعيّه است ) . بنابراين تمام شبهات در دايرهء استدلال داخل مىشوند . فهو مرفوع فعلا . . . مصنف با اين عبارت به اين نكته اشاره مىكند كه : مقصود از رفع در « رفع ما لا يعلمون » رفع ظاهرى است نه رفع واقعى . توضيح مطلب - در مورد « رفع » دو احتمال متصوّر است : 1 - رفع واقعى ( نفس الامرى ) : يعنى « رفع ما لا يعلمون » حكم را نسبت به شخص جاهل ، واقعا برمىدارد . و به بيان ديگر : اگر نسبت به تكليف ، جاهل باشيم ، واقعا تكليفى نخواهيم داشت و لذا تكاليف به عالمين اختصاص دارد . اين رفع ، همان تصويب است كه به نظر ما ، محال و باطل مىباشد . 2 - رفع ظاهرى : يعنى « رفع ما لا يعلمون » تكليف و حكم را در مقام فعليّت و شك و در موقف جهل ، برمىدارد . و به بيان ديگر به شخص جاهل مىگويد : حال كه به حكم واقعى دسترسى ندارى ، در مقام ظاهر ، نسبت به آن حكم ، مرخّصى ، نه اينكه تكليف