الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
15
شرح كفاية الأصول
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا « 1 » تقريب استدلال به آيه خداوند مىفرمايد : دأب ما اين نيست كه قبل از بعث رسول ( يعنى قبل از قيام حجّت ) كسى را عذاب كنيم . « 2 » به عبارت ديگر : خداوند قبل از بيان و قيام حجّت ، عذاب نمىكند ، و لذا نسبت به محتمل الوجوب ، برائت از وجوب ، و نسبت به محتمل الحرمة ، برائت از حرمت جارى مىشود . جواب مصنّف ( و فيه . . . ) مصنف در جواب از اين استدلال مىفرمايد : آيهء مذكور ، فقط فعليّت عذاب را نفى مىكند ، نه استحقاق آن را . بيان مطلب اين است كه خداوند در اين آيه مىفرمايد : بدون اقامه حجّت ، كسى را عذاب و مؤاخذه نخواهيم كرد . « 3 » و معلوم است كه نفى تعذيب ، قبل از اتمام حجّت ( به سبب ارسال رسل ) شايد به خاطر منّتى است كه خداوند بر بندگانش گذاشته ، يعنى در حالى كه استحقاق عقوبت داشتهاند ، عذاب را از آنها برداشته است . پس آيه نمىگويد قبل از بيان و اقامه حجّت ، بندگان استحقاق عقاب ندارند تا از آن ، برائت استفاده شود ، بلكه آيه مىگويد : دأب ما اين نيست كه در اين موارد عقاب كنيم . و به بيان ديگر : گويا لسان آيه ، لسان فضل و منّت و رحمت است نه عدل . و لذا نمىتوان به اين آيه بر برائت استدلال نمود ، زيرا استحقاق عقاب ، نفى نشده و در نتيجه اخبارى ممكن است بگويد در موارد شبهه ، اگر اقدام كنى ، مستحقّ عقاب هستى . و لو سلّم اعتراف الخصم . . . اين عبارت ناظر به يك اشكال و جواب از آن است .
--> ( 1 ) . الاسراء ، 15 . ( 2 ) . البته اين آيه ارشاد به همان قاعده و حكم عقلى « قبح عقاب بلابيان » است كه مفاد برائت عقلى مىباشد . و لذا اگرچه آيه ، حكم نقلى مىباشد امّا ارشاد به حكم عقلى است . ( 3 ) . با اين بيان ، اشكالاتى كه نسبت به عقاب دنيوى امم سابقه شده ، دفع مىشود .