مصطفى محقق داماد
95
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
از معروف خواهند بود و لذا براى تحقّق آيه شريفه چارهاى نيست جز اينكه بگوئيم امّت اسلامى هرگز به خطا نمىروند . » « 1 » . ولى تمامى استدلالات مذكور مورد خدشه واقع شده و حتّى از ميان علماى اهل سنّت افرادى نظير غزالى استنباطات فوق را از آيات مذكور مردود دانستهاند . غزالى در ردّ استدلال به آيه نخستين مىگويد : « متبادر از آيه شريفه اين است كه هركس با رسول اللّه به مخالفت برخيزد و او را بيازارد و راهى جز راه مؤمنين بپيمايد و از پيروى رسول اللّه و يارى او و دفع دشمن از وى سرپيچى كند . . . ما او را به دوزخ خواهيم رسانيد . پس قرآن مجيد دوزخ را صرفا بر عدم متابعت مؤمنين مترتّب ننموده است « 2 » » . گذشتهء از اين ، اصولا منظور از راه مؤمنين در قرآن همان صراط مستقيم الهى و مسير حركتى است كه امّت اسلامى در طريقه كلّى خويش برگزيده است و مدلول آيه فوق و امثال آن ارتباطى به موضوع اتّفاق مسلمين در مسائل فرعيّه عمليّه ندارد . در مورد استدلال به آيهء دوم نيز نيازى به توضيح نيست ، زيرا آيه شريفه چنين مفهومى ندارد . وانگهى اتّفاق مسلمانان و عدم تنازع آنان در امور ، معلول تعليمات حاصله از كتاب و سنّت است نه اينكه آنان بهخودىخود و بدون تأثير از اين منابع به چيزى دست يافته باشند . و امّا آيات دسته سوم به هيچ وجه دلالتى بر عصمت امت اسلامى ندارد بلكه صرفا رساننده برترى و رجحان اين امّت بر ساير امم
--> ( 1 ) عدّة الاصول شيخ طوسى ص 242 ؛ الاصول العامّة للفقه المقارن ص 260 . ( 2 ) المستصفى ، غزالى ج 1 ص 111 ؛ اصول الفقه مظفر جلد دوّم .