مصطفى محقق داماد

38

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

قرآن سوق داده‌اند . مرحوم انصارى قدس سره در كتاب « فرائد الاصول » نمونه‌هائى از روايات را نقل مىكند كه در آن روايات ، ائمّه اطهار ياران خود را به استنباط از قرآن سوق داده‌اند ، و جالب اين است كه در بعضى از موارد آنچه را كه امام از قرآن برداشت نموده و ديگران را به چنين برداشتهائى وادار كرده ، آن‌چنان هم ساده نيست بلكه تنها با درك عميق و اجتهاد سطح بالا مىتوان اين‌گونه برداشت نمود . ذيلا به نمونه‌هائى از آن روايات اشاره مىگردد : 1 ) يكى از آن روايات ، آن است كه يكى از راويان حديث بنام عبد الاعلى مولى آل سام از حضرت صادق ( ع ) سؤال مىكند كه من زمين خورده‌ام و انگشتم به سنگى اصابت كرده و ناخنم افتاده است و لذا بر روى انگشت پايم پارچه‌اى بسته‌ام ، حال چگونه عمل مسح پايم را انجام دهم ؟ حضرت در پاسخ مىفرمايد : يعرف هذا و اشباهه من كتاب اللّه . » يعنى پاسخ اين‌گونه سؤالات و امثال آن را از كتاب خدا مىتوان استنباط كرد و احتياجى نيست كه از من سؤال كنيد . راوى سؤال كرد كه در كجاى كتاب خدا جواب سؤال من آمده است ؟ حضرت فرمود : « آنجا كه خداوند مىفرمايد : « ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ « 1 » . » ، يعنى خداوند در دين براى شما امور دشوار و حرجى قرار نداده است . بلافاصله حضرت خودشان استنباطى كه مىبايست از اين آيه بشود فرمودند : امسح على المرارة يعنى بر همان پارچه مسح كن .

--> ( 1 ) سوره حج آخرين آيه .