مصطفى محقق داماد
119
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
همانطورى كه ملاحظه مىكنيد اين بحث از مصاديق غير مستقلات عقليّه است . زيرا مناقشه بر سر اين نيست كه آيا دستور شارع دلالت لفظى بر وجوب مقدّمه دارد يا نه ، بلكه بحث در مورد ملازمه عقلى بين وجوب مقدّمه و ذى المقدّمه است و ارتباطى به مبحث الفاظ ندارد . براى روشن شدن موضوع طرح و بررسى مسائل زير را ضرورى مىدانيم . اصوليّين تقسيماتى را به شرح زير براى « مقدمه » برشمردهاند . مقدّمه وجوب و مقدّمه واجب - گاهى وجوب يك شىء متوقّف بر چيز ديگرى است ؛ به اين معنى كه اگر آن چيز متحقّق نگردد ، حكم وجوب شارع مكلّف را نمىگيرد . مانند وجوب حج كه متوقّف بر استطاعت مالى و بدنى است و مادام كه استطاعت حاصل نشود ، حج واجب نمىشود . و يا اينكه همه واجبات منوط بر بلوغ و عقل است و قبل از تحقّق بلوغ و عقل ، هيچ امرى بر انسان واجب شرعى نمىشود . در مسائل حقوقى نيز گاه همينطور است ؛ مثلا وقتى زوج مكلّف به انفاق است كه زوجه از او تمكين كند ، بديهى است در صورتى كه زوجه حاضر به تمكين نباشد ، از جهت پرداخت نفقه ، زوج قانونا تكليفى ندارد و قابل تعقيب و مجازات نيست . اين را در اصطلاح اصول مىگويند مقدّمه وجوب . مقدّمه واجب آن است كه موجوديّت واجب متوقّف بر امر ديگرى باشد ، و لذا بهتر است مقدمه وجود ناميده شود . مانند اينكه انجام حج يا به تعبير ديگر وجود حج متوقّف است به گرفتن گذرنامه و طىّ مسافت تا عربستان كه اينها را مقدّمه واجب مىنامند . پس مقدّمه واجب در تحقّق واجب دخالت دارد نه تحقّق وجوب . و بحث