مصطفى محقق داماد

83

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

عام را تخصيص مىزند . يعنى مخصوص مىكند به همسايگانى كه با صاحب منزل دشمنى و عداوتى ندارند . اين‌گونه مخصّص را در اصطلاح علماى اصول فقه مخصّص لبّى نيز مىنامند ؛ كه به معناى همان عقلى است . ج ) عمل به عام پيش از جستجوى مخصّص : بحث اين است كه در صورت وجود عام لازم است در مورد وجود مخصّص جستجو كنيم ؟ و يا عمل به عام جايز است ؟ يعنى آيا ضرورت دارد اوّل بررسى شود كه مخصص وارد شده يا نه ؟ و پس از احراز عدم مخصص ، به عام عمل شود ؟ يا اينكه به محض برخورد با عام ، اجرا و اعمال آن جايز است ؟ بعضى از علماء ، عام را از اين حيث بر دو قسم كرده‌اند : 1 ) عامى كه در معرض تخصيص نيست 2 ) عامى كه در معرض تخصيص است محاورات روزمره مردم كه برطبق عرف متداول صورت مىگيرد ، از دسته اوّل است . و طبق سيره و رويه عملى و متعارف ، در اين‌گونه موارد بدون لزوم جستجو در مورد وجود يا عدم مخصّص بايد به عام عمل كرد . اما عام‌هائى كه در كتاب و سنّت يا قوانين و مقرّرات وجود دارد در معرض تخصيص است . در اين‌گونه موارد صرفا اگر مخصّص متّصل بدنبال عام نباشد ، بلافاصله نبايد به عام عمل شود ؛ چون ورود مخصّص‌هاى منفصل به كتاب و سنّت يا قوانين به علم اجمالى