مصطفى محقق داماد

79

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

1 ) عام افرادى يا استغراقى - هرگاه حكم عام به صورتى باشد كه فرد فرد مصاديق و افراد موضوع حكم را شامل شود ، به نحوى كه از حكم عام ، به تعداد مصاديق و افراد احكام جزيى مستقلّ استخراج شود ، اين‌گونه عام را عام افرادى يا استغراقى گويند . مثلا هرگاه منظور از جملهء « همهء دانشمندان را احترام كنيد » اين باشد كه فرد فرد دانشمندان ، تحت حكم قرار گيرند ، در واقع آحاد دانشمندان هريك و مستقلا بايد مورد احترام واقع شوند . و اين عام ، عام استغراقى است . 2 ) عام مجموعى - در اين حالت ، حكم عام قابل تقسيم و تفكيك به افراد نيست يعنى اگر حكم نسبت به يكى از افراد هم اجرا نشود ، اطاعت از حكم صورت نگرفته است . مثلا در جمله « همه دانشمندان را احترام كنيد » اگر منظور اين باشد كه همه دانشمندان يك جا مورد احترام قرار گيرند ، نه به صورت فرد فرد ؛ اين عام را مجموعى گويند . و يا مثلا در جمله « دادگاه با حضور كليهء اعضاء و هيئت دادرسان رسمى است » چنانچه حتى يكى از اعضاء و هيئت دادرسان در محكمه حضور نداشته باشد ، حكم جمله كه رسمى بودن جلسه مىباشد تحقق نيافته است . 3 ) عام بدلى - در اين نوع عام ، حكم شامل همه افراد است ولى با تعلّق آن بر يكى ، منظور تحقّق مىيابد . بر خلاف عام افرادى كه حكم بر آحاد و افراد تحت عام مستقلا و به تفكيك بار مىشود ؛ و عام مجموعى كه شمول حكم بر مجموعهء افراد تحت عام به هيئت اجتماع و بدون تفكيك و تقسيم و استقلال افراد است . اين عام در فارسى غالبا با كلمهء هريك و در عربى كلّ يا أيّة بيان مىگردد . مثلا هريك از اعضاء كلاس كه آمدند مجاز به ورود