مصطفى محقق داماد
53
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
ب ) مرّه و تكرار - ديديم كه امر ، دلالت بر طلب انجام كارى مىكند ؛ حال بحث بر سر اين است كه اگر مكلّف فقط يكدفعه مطلوب را بجا آورد ، تكليف و امر از او ساقط مىشود ؟ يا بايد به صورت دائم و هميشه ، افراد و مصاديقى از مادهء امر را به منصه عمل برساند ، تا نظر آمر تحقّق يابد ؟ در اين مورد علماى اصول اختلاف نظر دارند . عدّهاى مىگويند يكبار انجام مدلول امر از طرف مكلّف كافى است و براى انجام بيش از يكبار ، قرينه لازم است و چنانچه قرينه در كلام نباشد مكلّف را به جهت عدم تكرار مطلوب نمىتوان مؤاخذه كرد . گروه ديگر از علماى اصول معتقدند اصل بر تكرار است . و در اين باب مثال مىزنند : با وجود آنكه يكبار امر به نماز شده است ، ولى دلالت بر تكرار اين عمل از ناحيه مكلّف مىكند . عدّه ديگر اين دليل را رد كردهاند و گفتهاند : ضرورت تكرار نماز به دلالت ادلّه و قرائن ديگر فهميده شده است ؛ و الّا نفس صيغهء امر ، بر اين تكرار دلالتى ندارد . و نيز در ردّ نظر موافقين تكرار ، مىگويند : اگر چنين است پس در مورد حجّ چرا لزوم تكرار احساس نمىشود ؟ گروهى از اصوليّين معاصر عقيده دارند امر فقط درخواست مطلوب را اقتضا مىكند ، و مرّه يا تكرار از آن استفاده نمىشود . چنانچه مقصود و منظور آمر ، به تكرار يا يكبار انجام گرفتن عمل باشد بايد قرينه بياورد ؛ در غير اين صورت مكلّف را نمىشود مؤاخذه كرد . ج ) فور و تراخى - بحث ديگرى در امر وجود دارد ، و آن اين