مصطفى محقق داماد
34
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
قرار مىدهد . مثلا مىبيند در عرف كلمه ماه براى ناميدن يكى از اقمار آسمانى با مشخّصات معلوم به كار مىرود ، پس اين معنى را در مقابل ماه مىنويسد و در مراحل بعدى مىبيند مثلا در مورد معشوقههاى زيبا هم اين كلمه استعمال مىشود و اينگونه استعمالات و معانى مجازى را قيد مىكند . پس اوّلين ضابطه تبادر بود يعنى معنايى كه قبل از همه به ذهن خطور مىكند . ب ) صحّت سلب يا صحّت حمل - اگر در موردى ترديد كنيم كه آيا استعمال لفظ ، حقيقى است يا مجازى ؟ مىتوانيم با مقابله آن لفظ با معنا اين موضوع را تشخيص دهيم . اگر حمل آن لفظ برآن معنى صحيح و سلب آن باطل بود مىگوئيم استعمال حقيقى است . و اگر بالعكس حمل باطل بود ، قهرا سلب صحيح است و مىگوئيم اين استعمال مجازى است . مثلا نمىدانيم كه آيا استعمال كلمه شير در يك مرد قهرمان كشتى ، حقيقى است يا مجازى ؟ براى اين منظور چنين عمل مىكنيم ؛ مىگوئيم : آن مرد شجاع شير است ؛ مىبينيم يك چنين قضيّهاى كه شير را حمل بر مرد شجاع مىكنيم مأنوس نيست ، و نقطه مقابل آن درست و مأنوس خواهد بود ، پس شير بر مرد شجاع صحّت حمل ندارد و صحّت سلب دارد . و مىگوئيم استعمال لفظ شير در مرد شجاع حقيقت نيست بلكه مجاز است .