مصطفى محقق داماد

24

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

پيدا شده است . منظور از وضع تعيينى اين است كه واضع ، لفظى را براى معنا و مقصود معيّنى در زمان مشخّصى استعمال مىكند و سايرين هم از او پيروى مىكنند . مثلا فرض كنيد پيغمبر اسلام ( ص ) كلمه صلاة را براى دلالت بر عبادت مخصوصى قرار مىدهد و بقيّه مسلمين بعدها آن را براى همين منظور استعمال مىكنند . ولى در وضع تعيّنى اين‌طور نيست كه واضع و شارع و قانون‌گذار در زمان مشخّص و معيّن ، لفظ يا كلمه مخصوصى را براى معنا و منظور خاصى استعمال كند ، بلكه در طول زمان لفظ يا الفاظ خاصى بر معانى مشخّصى اطلاق مىشود و تدريجا كثرت استعمال پيدا مىكند ، به‌طورى كه همه آن را استعمال مىكنند بدون اينكه واضع اوّليّه و زمان وضع ، مشخّص باشد . هيچ‌كس نمىداند واضع لفظ سنگ كيست و در چه زمانى اين لفظ براى دلالت بر اين جسم سخت و جامد و ستبر با مشخّصات و مختصّات معيّن وضع و قرار داده شده است .