مصطفى محقق داماد
22
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
شاهد اين نكته آن است كه در مورد مثال دود و آتش ، اختصاص به قوم ، ملّت و طايفه و زبان خاص ندارد ، درحالىكه در مورد گل و گياه اختصاص به زبان فارسى دارد ، زيرا كه اين الفاظ به اين زبان است . روى اين حساب دلالت الفاظ را بر معانى دلالت وضعيّه مىنامند ، يعنى دلالت قراردادى ، زيرا كه اين دلالت با وضع و قرار دادن بوجود آمده است . ب ) نحوه وضع ( چگونه الفاظ براى معانى نهاده شده است ؟ ) - سيرى در تاريخ انديشه بشر و مطالعه در احوال كلمات و الفاظ نشان مىدهد كه انسانها در زندگى روزمره براى تفهيم و ايجاد رابطه با يكديگر و رفع حوائج مادى و معنوى بين خود ناچار از تكلّم بودهاند . تكلّم ، نخستين و قديمىترين وسيله ارتباطى - اجتماعى بين انسانها بوده ، و در طول تاريخ تكامل يافته است . بشر اوّليّه در برخورد با موجودات خارجى و حالات و نفسانيّات و احساسات و لزوم مبادله آنها ، نيازمند به اين بوده است كه بر اشياء و موجودات و حالات و نفسانيات و معنويات خود نامى بنهد كه براى ديگران هم مفهوم باشد ، به طورى كه اگر لفظ يا علامتى استعمال شود مخاطب منظور گوينده را از معانى و مدلول اين علامت و الفاظ دريابد و عكس العمل متناسب نشان دهد . استفاده از علامات و اصوات در بين حيوانات نيز رائج است ، ولى در آنها به شكلى بسيار ابتدايى در قالبهاى غريزى مطرح است . مثلا حسب تحقيق دانشمندان اثبات شده است كه حيواناتى نظير گاو هنگام بروز خطر با اصوات و سروصدا ، ديگران را از وجود خطر آگاه