مصطفى محقق داماد
12
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
شيعه با استناد به روايت فوق بهطور خلاصه مىگويد مقام رهبرى بعد از پيغمبر ( ص ) امرى است الهى و واقعى كه قابل تغيير و انتخابى نيست ، و چون حضرت على ( ع ) به اين مقام برگزيده شده ، مردم بايد از او متابعت نمايند . در مقابل اهل سنّت عقيده دارند كه انتخاب جانشين پيغمبر ( ص ) بايد با نظر اهل حل و عقد و يا باصطلاح امروز « خبرگان » باشد . بروز اين تعارض و تنازع ظاهرا سياسى ، در انشعاب مسلمين به دو شعبه اصلى در زمينههاى عقيدتى و اعتقادى ، در طرق و شيوههاى استخراج احكام و عمل به موازين و مقرّرات دينى نيز تأثيرات شگرفى داشت . اهل سنّت بههيچوجه زير بار مسئله خلافت بلافصل على ( ع ) يعنى امامت مورد قبول شيعه نمىرفتند ، و لذا تنها منبع قابل مراجعه و استخراج احكام را كتاب خدا ( قرآن ) و سنّت رسول اكرم قرار مىدادند ، و وقتى با معضلات و مشكلاتى مواجه مىشدند كه در قرآن و سنّت پيغمبر اكرم ( ص ) جوابى براى آنها نمىيافتند ، به منبع سوّمى متمسّك مىشدند كه بعدها به عنوان « اجتهاد رأى » در اشكال « قياس » و « استحسان » و « مصالح مرسله » شهرت يافت ، و در توجيه تاريخى مسئله به رواياتى از جمله روايت « 1 » معاذ بن جبل استناد مىكردند . قضيه از اين قرار بود كه حضرت رسول اكرم ( ص ) معاذ را براى قضاوت در يمن تعيين فرموده بود ، در وقت اعزام از او مىپرسد : « اى معاذ به چه حكم مىكنى ؟ » ، او پاسخ مىدهد : « به كتاب
--> ( 1 ) ملل و نحل شهرستانى - و العدة فى اصول الفقه شيخ طوسى طاب ثراه