مصطفى محقق داماد

105

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

جمله مقيّد : « عالم سالمند را احترام كنيد » ، اگر منظور از جمله مقيّد تاكيد بر وجه خاصّى از جملهء مطلق قبلى باشد ، يعنى مزيّتى براى بعضى از افراد و مصاديق اطلاق قائل شود بگونه‌اى كه نافى احترام به ديگر علماء نباشد ، در اين صورت جملهء مقيّد جمله مطلق را از اطلاق نمىاندازد . ولى اگر قرينه حاليه و يا مقاليه‌اى وجود داشته باشد كه از جمله مقيّد استنباط نفى ما سواء مدلول جمله مقيّد شود ، در اين صورت جمله مقيّد اطلاق جمله مطلق را محدود مىسازد ؛ يعنى حمل مطلق بر مقيّد مىكنيم . در اينجا بايد توجه داشت كه اين مبحث بىرابطه با مبحث منطوق و مفهوم نيست ؛ يعنى اگر از جمله مقيّد استنباط مفهوم مخالف شود به اندازه شمول جملهء مقيّد عمل مىشود و مطلق محدود مىگردد . 2 ) جمله مطلق و مقيّد متّفقين نيستند و نافى يكديگرند يعنى از لحاظ نفى و اثبات هماهنگى ندارند . مثلا جمله مطلق مىگويد : « عالم را احترام كنيد » و جمله مقيّد وارد مىشود و مىگويد : « عالم فاسق را احترام نكنيد » در اينجا جمله مقيّد نافى جمله مطلق است و دايره اطلاق را محدود مىكند و دانشمندان فاسق از تحت اطلاق خارج مىشوند ؛ فقط وجوب احترام به علماى عادل و غير فاسق باقى مىماند . اين عمل را در اصطلاح اصول حمل مطلق بر مقيّد مىگويند . يعنى با آمدن مقيّد ، حكم مطلق از اطلاق مىافتد و مكلّف به اندازه مقيّد حكم را اجرا مىكند .