الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

39

شرح كفاية الأصول

2 - عنوان ثانوى ( غير واقعى ، غير ذاتى ) : عبارتست از مقطوع الخمريّة كه يك عنوان طارى و آلى غير مستقل مىباشد . چنان‌كه آيينه دو عنوان دارد : يك عنوان استقلالى ( ما فيه ينظر ) كه به خود آيينه نظر مىشود و جنبه موضوعيّت دارد . و ديگرى عنوان آلى ( ما به ينظر ) كه آلت و وسيلهء تماشاى اشياء ديگر مىشود و از اين جهت جنبهء طريقيّت دارد . حال كه معلوم شد قطع ، مقصود با لذات نمىباشد ، بلكه مقصود اصلى و بالذّات ، شرب خمر است ، در نتيجه فعل متجرّى به از آن جهت كه قطع به حرمت يا قباحتش پيدا شده ، اختيارى نمىباشد ، زيرا وقتى فعل و عمل اختيارى مىشود كه با عنوانى كه دارد ، مقصود اصلى باشد . ولى اگر با عنوانى كه دارد ، مقصود عرضى باشد ، اختيارى نخواهد بود و لذا متّصف به حسن و قبح يا محبوبيّت و مبغوضيّت نمىشود . و فرض اين است كه عنوان خمريّت كه ذاتى و مقصود اصلى است و شرب آن ، فعل اختيارى مىباشد ، بر خلاف شد و سركه در آمد . و عنوان مقطوع الخمريّه اگرچه وجود دارد ، ولى چون عنوان عرضى است و مقصود ذاتى و اصلى نمىباشد ، اختيارى نبوده و نمىتواند قبح و حسن يا محبوبيّت و مبغوضيت توليد كند . و به عبارت ديگر : آنچه كه اختيارى است ، يعنى « شرب خمر » ( زيرا عنوان خمريّت مقصود اصلى است ) واقع نشده و آنچه واقع شده يعنى « شرب مقطوع الخمريّة » ، اختيارى نيست ، زيرا عنوان مقطوع الخمريّة مقصود بالعرض است . و اصلا قاطع ، فعل متجرّى به ( در تجرّى ) و منقاد به ( در انقياد ) را قصد نمىكند مگر با عنوان واقعى و استقلالىاش نه با عنوان طارى و آلىاش ، بلكه غالبا فعل با اين عنوان طارى و آلى ( مقطوع الخمريّه ) مورد التفات قاطع نمىباشد ، و لذا چگونه اين قطع كه طريقى و آلى است ، مىتواند حسن و قبح عقلى يا وجوب و حرمت شرعى بيافريند ؟ ! « 1 »

--> ( 1 ) . قطع طريقى مثل معناى حرفى است . يعنى همان‌طور كه اگر بخواهيم معناى حرفى را مستقلا لحاظ كنيم ، انقلاب