الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

33

شرح كفاية الأصول

صادق است كه عقلا صاحب آن عناوين را مستحقّ مدح مىدانند . عناوينى كه در انقياد ، سبب مىشود تا شخص منقاد ، مستحقّ مدح و مثوبت شود ، عبارتند از : قيام شخص بر آنچه كه مقتضاى عبوديت و بندگى است ، و عزم او بر موافقت با اوامر و نواهى مولا ، و بنا گذاشتن بر اطاعت او . مثلا كسى كه اعتقاد پيدا كرده فلان عمل ، واجب است و محبوب مولا مىباشد ، و با اين نظر ، آن را انجام مىدهد ، عقلا او را تحسين مىكنند ( اگرچه واقعا آن عمل ، واجب نبوده باشد ) و مىگويند اين شخص آن‌قدر مطيع است كه هروقت بفهمد عملى ، محبوب مولايش است ، آن را انجام مىدهد ، و يا هروقت بداند عملى ، مبغوض مولايش است ، آن را ترك مىكند . « 1 » و ان قلنا بأنّه . . . مصنف در اين عبارت به مراحل سه‌گانه تجرّى اشاره مىكند كه در برخى از مراحل آن ، تنها استحقاق ذمّ است و در برخى علاوه بر مذمّت ، استحقاق عقوبت نيز مترتّب است . مراحل تجرّى تجرّى ، سه مرحله دارد : اول - مرحله سوء سريره و بدذاتى : يعنى : شخص در اين مرحله فقط صفت كامنه نفسانى دارد ، به طورى كه در باطن او ، نهفته و پنهان است ولى از درون او ، بيرون نمىريزد . بر اين مرحله ، عقاب مترتّب نمىباشد و اگر كسى متوجّه اين خيانت درونى شود ، تنها او را مستحقّ مذمّت مىداند . به بيان ديگر : اين مرحله ، سبب انحطاط و تسافل و تنازل نفس است .

--> ( 1 ) . انقياد هم به معناى رام بودن است . يعنى شخص آن‌قدر سيرت پاكى دارد كه دنبال اين مىگردد كه مطلوبات و محبوبات مولايش ، فوت نشود .