الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
286
شرح كفاية الأصول
عدلى براى مجىء زيد ، نشان مىدهد كه مجىء ، علّت منحصره براى حكم است و همتا و عدلى ندارد . پس اگر جزاء ، سنخ باشد و شرط نيز اولا علّت مستقلّه باشد ( كه به واسطه اطلاق واوى ثابت مىشود ) و ثانيا علّت منحصره باشد ( كه به واسطهء اطلاق اوئى ثابت مىشود ) قضيّه شرطيه ، مفهوم خواهد داشت ، ولى اگر نتوان از شرط ، علّت مستقلّه يا منحصره را فهميده و يا جزاء ، سنخ نبود ، قضيّه شرطيّه مفهوم نخواهد داشت . در ما نحن فيه ( آيه نبأ ) نيز با توجّه به اينكه قرآن در مقام تقنين و تشريع و تحديد بوده و مىخواهد معيارى را ارائه دهد ، قضيّه شرطيّه آورده و فرموده : « ان جاءكم فاسق بنبإ فتبيّنوا » ، و چون مقصود ، سنخ حكم ( وجوب تبيّن ) است ، نه شخص ، و شرط ، اطلاق واوى و اوئى دارد ( زيرا نفرموده است : ان جاءكم فاسق و عادل يا ان جاءكم فاسق أو عادل . . . ) معلوم مىشود جزاء ، سنخ حكم و مجىء فاسق ، علّت مستقلّه و منحصره براى حكم ( وجوب تبيّن ) است ، و لذا مفهوم شرط در آيه ، محقّق است كه اگر عادلى خبرى آورد ، تبيّن لازم نمىباشد . و لكنّه يشكل . . . مصنّف با اين عبارت به اشكال دوم شيخ انصارى بر استدلال به مفهوم شرط آيه نبأ ، اشاره مىكند و سپس به نقد آن مىپردازد . اشكال دوم شيخ انصارى مرحوم شيخ مىفرمايد : اگر بپذيريم كه جملهء شرطيّه ، مفهوم دارد ، امّا در آيهء نبأ خصوصيّتى در بين است كه مانع از انعقاد مفهوم شده و جلوى ظهور جملهء شرطيّه را مىگيرد . توضيح اشكال - آيهء نبأ داراى صدر و ذيل مىباشد . صدر آيه عبارتست از : « ان جاءكم فاسق بنبإ فتبيّنوا » اگر اين قسمت از آيه را به تنهايى بنگريم ، خواهيم گفت كه مفهوم دارد ، زيرا اين كلام ، جمله شرطيّه است و بنا بر