الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

257

شرح كفاية الأصول

ظنّى موجود نيست ، بلكه مىتوان ادّعا كرد كه به‌طور يقين ، مناط حجّيت خبر واحد ، اين نيست كه ظن‌ّآور باشد . و لذا گفته مىشود كه خبر واحد ، حجّت است ، هرچند ظنّ شخصى پيدا نكنيم و يا ظنّ بر خلاف هم پيدا كنيم . دليل دوم قائلين به اعتبار شهرت فتوايى ، به مشهوره ( مرفوعه زراره ) و مقبوله ( مقبولهء عمر بن حنظله ) استدلال كرده‌اند . تقريب استدلال به مشهوره در قسمتى از مشهوره ( مرفوعهء زراره ) آمده است : « خذ بما اشتهر بين اصحابك ودع الشاذّ النادر » ، يعنى در وقت تعارض بين دو خبر ، به آن خبرى كه مشهور است ، عمل و خبر شاذّ را رها كنيد . قائلين به حجّيت شهرت فتوائيّه ، مىگويند : موصول در اين عبارت از مرفوعه ( ما اشتهر ) اطلاق دارد ، به طورى كه هم شامل شهرت روائيّه مىشود و هم شامل شهرت فتوائيّه ( كه محلّ بحث مىباشد ) پس شهرت فتوائيّه به مقتضاى اطلاق مشهوره ، حجّت است . تقريب استدلال به مقبوله در بخشى از مقبوله عمر بن حنظله آمده است : « ينظر إلى ما كان من روايتهم عنّا فى ذلك الّذى حكما به المجمع عليه بين أصحابك فيؤخذ به » يعنى در هنگام تعارض بين دو خبر ، به آن حديثى عمل كنيد كه بين اصحاب ، مجمع عليه « 1 » و مشهور است ، و آنچه را كه شاذّ و نادر است ، ترك كنيد . در اينجا نيز قائلين به حجّيت شهرت فتوائيّه ، به اطلاق صله و موصول ( المجمع عليه ) « 2 » استدلال كرده و گفته‌اند : اين عبارت اطلاق دارد و همان‌طور كه شامل شهرت

--> ( 1 ) . مقصود از « مجمع عليه » به قرينه « شاذّ » ، « مشهور » است نه اجماع اصطلاحى . ( 2 ) . الف و لام در آن موصول است .