الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
222
شرح كفاية الأصول
معلوم مىشود كه نظر مولا نيز همان است . . . . أو اتّفاقا . . . وجه چهارم - ملازمهء اتّفاقيّه ( حدسيّه ) مستند قطع به رأى امام ، ملازمهء بين اجماع و اتّفاق فقهاء با رأى معصوم ، بهطور اتّفاقى است ، از جهت اينكه حدس زده مىشود نظر امام عليه السّلام با نظر مجمعين ، واحد باشد . كما هو طريقة المتأخّرين . . . مصنّف مىگويد : اين استلزام اتّفاقى ، طريقهء متأخّرين در ادّعاى اجماعاتشان است ، زيرا اجماعات بسيارى را نقل مىكنند ، درحالىكه غالبا به ملازمهء عقليّه و عاديه اعتقادى ندارند ، و مىگويند عادة نمىتوان به دخول امام عليه السّلام در بين مجمعين ، علم پيدا كرد . بنابراين نظر متأخّرين آنست كه به صورت اتّفاقى ، در صورتى كه كيفيّت و كمّيت مجمعين ، بالا باشد ( به طورى كه اجماعكنندگان از اساطين و زعما باشند و تعدادشان نيز زياد باشد ) پيش مىآيد كه انسان از راه اين اجماع و اتّفاق ، رأى معصوم عليه السّلام را كشف مىكند و حدس مىزند نظر معصوم نيز همين باشد . نتيجه : از اينكه متأخّرين ، علىرغم عدم اعتقاد به وجوه قبلى ، اجماعات بسيارى را نقل كردهاند ، معلوم مىشود اجماع را از باب ملازمه اتفاقيه ، حجّت مىدانند . كما أنّه يظهر . . . در عبارت قبل ، معلوم شد كه چگونه ملازمه اتفاقيّه را منسوب به متأخرين دانستيم . اكنون مصنّف در مورد اجماع دخولى مىگويد : اگر گفته شود از كجا معلوم مىشود كه برخى قائل به اجماع دخولىاند ، خواهيم گفت : وقتى برخى در يك مسألهاى نقل اجماع كرده و سپس بر آنها اشكال مىشود كه اين مسئله چگونه اجماعى است ، درحالىكه عدّهاى ( مانند سيّد مرتضى يا شيخ مفيد )