الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
219
شرح كفاية الأصول
مىشود كه آيا اجماع منقول ، از افراد خبر واحد به شمار مىآيد يا نه ؟ و آيا ادلّه حجّيت و اعتبار خبر واحد ، شامل اجماع منقول مىشود يا نه ؟ مثلا آيا آيه « إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا » كه از ادلّه حجّيت خبر واحد است ، شامل خبر واحدى كه نقل اجماع مىكند ، مىشود يا نه ؟ « 1 » و تحقيق القول فيه . . . مصنّف مىفرمايد : تحقيق اين مطلب كه آيا اجماع منقول به خبر واحد ، حجّت است يا نه ، محتاج به بيان سه امر است كه ذكر خواهد شد . امر اوّل - وجه اعتبار اجماع مصنّف در اين امر مىفرمايد : وجه اعتبار اجماع ( در نزد اماميّه ) قطع به رأى امام عليه السّلام است و لذا اجماع ، كاشف از رأى معصوم است و بدون اين كاشفيّت ، دليليّت ندارد . « 2 »
--> ( 1 ) . چون بحث از اجماع منقول به خبر واحد ، از صغريات مسئله حجّيت خبر واحد است ، بسيارى از علماء معتقدند كه اين بحث بايد دنبال خبر واحد مطرح شود ، زيرا ابتدا بايد مسئله حجّيت خبر واحد با ادلّهاش مطرح گردد ، و سپس از ملحقات آن ، مانند اجماع منقول ، بحث شود . ( 2 ) . بين اماميّه و عامّه در مسئله اجماع اختلاف زيادى است . زيرا عامّه براى اجماع ، موضوعيّت قائل هستند و آن را دليلى مستقلّ در مقابل كتاب ، سنّت و عقل مىدانند ، به خلاف اماميّه كه اجماع نزد آنها وقتى معتبر است كه كاشف از رأى معصوم عليه السّلام باشد . به تعبير مرحوم امام خمينى در « تهذيب الاصول » ، اجماع اماميّه با اجماع عامّه از جهت « ملاك » و « غايت » تفاوت دارد . امّا از جهت ملاك : عامّه ، اجماع را دليل مستقلّى دانسته و براى آن موضوعيّت قائلند ، نه اينكه اجماع را طريق بدانند . و مدرك و دليل آنها براى اعتبار و حجّيت اجماع ، غير از آن چيزى است كه اماميّه مطرح مىكند . دليل آنها روايتى است كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل كردهاند كه : « لا تجتمع أمّتى على الضلالة ( يا على الخطاء ) » . و لذا آنها در اجماع ، اتّفاق تمام امّت را شرط دانستهاند ، چنان كه غزالى و ابو حامد از علماى عامّه ، اينگونه گفتهاند . به خلاف اماميّه كه حديث مزبور را ضعيف دانسته و اجماع را به معناى اتّفاق تمام امّت نمىداند . و امّا از جهت غايت : غايت و هدفى را كه عامّه از اجماع دنبال مىكند ، با غايت و هدف اماميّه از اجماع متفاوت است ، به اين صورت كه اماميّه با اجماع ، قصد استنباط در مسائل شرعى دارد ، ولى عامّه در اجماع ، به دنبال مسائل سياسى مىگردند ، به اين معنا كه هدفشان در اجماع ، اثبات خلافت عدّهاى بوده است . و به همين خاطر وقتى ديدند در مسئله خلافت ، تمام امّت اتّفاق نظر نداشته ، بلكه جمع محدودى به اين كار اقدام كردند ، از تعريف غزالى عدول كرده و