الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

207

شرح كفاية الأصول

چيزى در كلام ، احتمال قرينيّت داده مىشود ، هرچند مسئله ، تعبّدا از باب حجّيت اصالت حقيقت ، خالى از اشكال است ( يعنى وقتى نسبت به قرينيّت موجود شك مىكنيم ، اصالت حقيقت جارى مىشود ) امّا با اين كلام ، معامله كلام مجمل مىشود . توضيح مطلب : بنا بر آنكه اصالت حقيقت ، تعبّدا ، حجّت باشد و لفظ بر معناى حقيقىاش حمل شود ، تا در نتيجه نيازى به ظهور و اصالت ظهور نداشته باشيم ، عدم احراز ظهور ، اشكالى ندارد و خللى ايجاد نمىكند ، زيرا در اين صورت نيازى به ظهور نداريم ، بلكه با اصالت حقيقت و حمل لفظ بر معناى حقيقى ، مشكلمان حل مىشود و لذا اگر در اين موارد ، ظهور را احراز نكرديم ، خالى از اشكال است ، نه اينكه خالى از اشكال نيست . و به‌همين‌جهت در نسخه مرحوم شيخ عبد الحسين رشتى ، عبارت اين گونه آمده است : « فهو و ان لم يكن بمحلّ من الاشكال . . . » و مرحوم آقاى حكيم نيز در حقايق الاصول ، عبارت را اين‌گونه ذكر كرده است : « فهو و ان لم يكن مجالا للاشكال » . بنابراين عبارت « فهو و ان لم يكن بخال عن الاشكال » درست نمىباشد . و ان كان لأجل الشكّ . . . 3 - شكّ در موضوع له : يعنى عدم احراز ظهور كلام ، يا به خاطر جهل به موضوع له لفظ و معناى آن در لغت است ، به طورى كه معناى لغوى آن معلوم نيست ، و يا به خاطر جهل به مفهوم عرفى آن است ، به طورى كه فهم مردم از آن كلام ، مشخص نيست . مانند آيهء ( فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً ) * كه ظهور آن احراز نمىشود ، زيرا موضوع له كلمهء « صعيد » ، معلوم نيست كه آيا فقط تراب و خاك خالص است ، و يا مطلق « وجه الأرض » ، به طورى كه علاوه بر خاك ، شامل سنگ نيز مىشود . مصنف مىفرمايد : در چنين موردى ، نمىتوان ظهور را احراز كرد ، اگرچه ظنّ به آن ظهور حاصل است . و لذا در آيه كه ظهور كلمهء « صعيد » در تراب خالص ، احراز نمىشود ، ظنّ به اينكه معناى آن ، تراب خالص باشد ( نه مطلق « وجه الارض » ) وجود دارد ، يعنى كلمهء : « صعيد » ، ظهور ظنّى در معناى تراب خالص دارد و اين جاى انكار نيست .