الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
205
شرح كفاية الأصول
كلام مورد نظر ، ظهور دارد ، مانند اينكه از ( كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ ) وجوب صوم و يا از ( إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ ) وجوب شرطى وضوء احراز مىشود . اين صورت ، محلّ بحث و كلام نيست . دوم - صورت عدم احراز يعنى گاهى احراز نمىشود كه كلام مورد بحث ، ظهور دارد يا نه ، و منشأ اين عدم احراز ، يكى از سه امر زير است : 1 - احتمال وجود قرينه : يعنى احتمال داده مىشود قرينهاى در كلام بوده كه به دستمان نرسيده و يا نسبت به آن غفلت كردهايم . در اين صورت كه احتمال قرينه داده مىشود ، نمىتوان احراز كرد كه كلام ، ظهور دارد يا نه . مثلا « أسد » در « رأيت أسدا » بدون وجود قرينه ، در حيوان مفترس ، ظهور دارد ، ولى اگر احتمال داده شود كه قرينه « يرمى » در كلام بوده و به ما نرسيده است ، « أسد » در حيوان مفترس ، ظهور نخواهد داشت . مصنّف مىفرمايد : در مواردى كه احتمال وجود قرينه داده مىشود ، اصالت عدم قرينه حاكم است و با اين اصل عقلايى ، مىتوان احتمال وجود قرينه را دفع نمود و لذا كلام ، ظهور خواهد داشت . بنابراين در مثل « رأيت أسدا » حتّى اگر احتمال وجود قرينه داده شود ، « أسد » در معناى حقيقى خودش ( حيوان مفترس ) ظهور خواهد داشت . لكنّ الظاهر . . . مصنّف در اين عبارت ، به كلام مرحوم شيخ انصارى تعريض دارد ، به اين بيان : مرحوم شيخ مىفرمايد : در اين موارد ( كه احتمال وجود قرينه داده مىشود ) براى آنكه كلام ، ظهور در معناى حقيقى و اوليهاش پيدا كند ، لازم است ابتداء اصالت عدم قرينه جارى شود . امّا مصنّف در مقام ردّ اين بيان مىفرمايد : در اين موارد ، از همان ابتدا مطابق اصالت ظهور ، كلام بر معناى حقيقى و اوليهاش ( يعنى همان معنايى كه لفظ ، بدون قرينه ، برآن دلالت مىكند ) حمل مىشود و لازم نيست ابتدا اصالت عدم قرينه جارى شود تا كلام در معنايش ظهور پيدا كند .