الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

178

شرح كفاية الأصول

چون اين ظهور ، افادهء ظنّ نوعى مىكند ، حجّت است ، خواه براى شخصى ، ظنّ بر وفاق آن حاصل شود و خواه حاصل نشود . در نتيجه اگر كلامى ، ظهور نوعى داشت ، حجت خواهد بود هرچند ، افادهء ظنّ شخصى نكند . ب - اطلاق از جهت اينكه ظنّ شخصى بر خلاف ظواهر ، حاصل بشود يا نشود . در نتيجه اگر كلامى از شارع صادر شد كه ظهور نوعى داشت ، حجّت مىباشد ، هرچند براى شخصى ، نه تنها ظنّ بر وفاق حاصل نشود ، بلكه ظنّ بر خلاف آن ، پيدا شود . اين نظريه مورد قبول شيخ ، آخوند « 1 » و بسيارى از اصولىهاست . يعنى اين عدّه قائلند كه ظهورات ، حجّت‌اند مطلقا ، چه نسبت به مقصودين به افهام و غير آنها ، و نسبت به ظواهر كتاب و سنّت ، و چه ظنّ بر وفاق حاصل شود يا نشود ، و چه ظنّ بر خلاف باشد و يا نباشد . 2 - حجّيت ظاهر خطابات كه نسبت به مقصودين و غير مقصودين ، و نيز نسبت به ظواهر كتاب و سنّت ، اطلاق دارد ، مشروط است به اينكه ظنّ فعلى و شخصى را افاده كند ، يعنى اگر شارع ، كلامى را القاء كرد ، چنانچه ظنّ شخصى برطبق ظهور آن پيدا كرديم ، آن ظهور ، حجّت مىشود ، و گرنه حجّيتى نخواهد داشت . 3 - حجّيت ظاهر خطابات كه نسبت به مقصودين و غير مقصودين ، و نيز نسبت به ظاهر كتاب و سنّت ، اطلاق دارد ، مشروط است به اينكه ظنّ فعلى و شخصى بر خلاف آن ظاهر ، پيدا نشود . يعنى اگر شارع ، كلامى را القاء كرد ، همين‌كه ظنّ شخصى بر خلاف ظهور آن ، حاصل نشود ، آن ظاهر ، حجت است ، هرچند ظنّ شخصى بر وفاق آن‌هم پيدا نشود . به بيان ديگر : ظنّ شخصى بر وفاق ، شرط حجّيت نمىباشد ، بلكه ظنّ شخصى بر خلاف ، مانع از حجّيت است . قول دوّم ( نظر محقّق قمى ) مرحوم محقّق قمى در مقابل قول اول ، تفصيل مىدهد و مىفرمايد : ظاهر كلام

--> ( 1 ) . عبارت « و الظاهر انّ سيرتهم . . . » اشاره به اين نظريّه ، و ردّ دو نظريّه ديگر در قول اوّل است .