الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
163
شرح كفاية الأصول
ملاقات با نجاست ، نجس نمىشود ) . موضوع در اين مثال ، مركب از دو جزء ( الماء - الكرّ ) است و براى آنكه محمول ( عدم انفعال ) برآن مترتّب شود ، لازم است كه هر دو جزء موضوع ، احراز شود ، و لذا اگر آب باشد ولى كر نباشد ، اثر مترتّب نمىشود ( مثل اينكه آب قليل به مجرّد ملاقات با نجاست ، نجس مىشود ) و يا اگر كريّت باشد ولى آب نباشد ، باز هم محمول مترتّب نمىشود ( مثل اينكه گلاب كر به سبب ملاقات با نجاست ، نجس مىشود ) . البته راه احراز اجزاى موضوع مركّب نيز مختلف است ، به اين صورت كه : گاهى هر دو جزء ، وجدانا و تكوينا احراز مىشوند . مثل اينكه شخص ، آب را مىبيند ، و از طريق محاسبات رياضى ، حجم آن را به دست آورده و مىيابد كه در حدّ كر است . و گاهى هر دو جزء ، تعبدا احراز مىشوند ، مثل اينكه قبلا اين مايع ، آب بوده و كريّت نيز داشته است . الآن با شك در بقاى مائيّت و كريّت ، به واسطهء استصحاب ، هم مائيّت ، احراز مىشود و هم كريّت . و لذا با احراز تعبّدى هر دو جزء موضوع ، اثر ( عدم انفعال و نجس شدن ) مترتّب مىشود . و گاهى يك جزء ، تكوينا و جزء ديگر ، تعبّدا احراز مىشود . مثل اينكه آب بودن را بالوجدان مىيابد ، ولى كريّت آن را در صورت شكّ در بقايش ، تعبّدا و از راه استصحاب بقاى كريّت به دست مىآورد ، و در نتيجه اثر ، مترتّب مىشود . بعد از معلوم شدن مطلب مذكور ، به توضيح جواب مصنّف اشاره مىشود . ايشان مىگويد : در مورد بحث ، موضوع ، « حكم واقعى انشائى كه اماره برآن قائم شده » و محمول و اثر ، « لزوم امتثال » فرض شد ( زيرا در دفاع از شيخ بيان شد كه حكم واقعى انشائى كه اماره برآن دلالت كرده ، فعلى است و لذا امتثالش لازم مىباشد ) . حال آيا با قيام اماره بر حكم واقعى ، مىتوان دو جزء موضوع را احراز كرد ، يا فقط يك جزء آن احراز مىشود ؟