الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
143
شرح كفاية الأصول
اعمّ از فعليّت مىباشد و لذا برخى از چيزها كه امكان ذاتى دارند ، واقع هم مىشوند و برخى از آنها واقع نمىشوند . « 1 » بنابراين چيزى كه واقع شده و به حدّ فعليّت رسيده ، قطعا امكان ذاتى داشته است ، و ديگر نياز به بحث از مقام ثبوت و امكان ، نخواهد بود . و چنانچه وقوع چيزى در خارج ، مسلّم نباشد ، بحث از امكان آن بىفايده است ، زيرا اثر عملى بر وقوع تعبّد و فعليّت آن مترتّب است نه بر مجرّد امكان آن ، و مسلّم است كه در مباحث اصولى نياز به ثمرهء عملى مىباشد ، به خلاف مباحث فلسفى كه در آنها نيازى به ثمره عملى نمىباشد . نتيجه اين شد كه با وجود دليل بر وقوع تعبّد به اماره غير علمى ( از طريق راههاى اثبات امكان چنين تعبّدى ) « 2 » به نحوى كه از اين وقوع تعبّد ، كشف مىشود كه محالى ( مانند : تالى فاسدى كه مطلقا ممتنع است « 3 » يا تالى فاسدى كه بر حكيم ممتنع است « 4 » ) لازم نمىآيد ، ديگر نيازى به اثبات امكان نمىباشد ، همان گونه كه اگر وقوع تعبّد ثابت نشود ، ديگر بحث از امكان آن بىفايده خواهد بود ، و بحث از امكان اين سيرهء عقلائيّه نيز بىاثر است ، و لذا مصنف در پايان مىگويد : با اين مطالب ، اشكال حرف شيخ ( كه مىفرمود : در صورتى كه احتمال امتناع چيزى داده شود ، عقلا به اصل امكان تمسّك مىكنند ) واضح شد . و الامكان فى كلام الشيخ الرئيس . . . برخى براى دفاع از شيخ انصارى ، به كلامى از ابن سينا ، تمسّك كردهاند ، كه مصنّف در عبارت فوق به آن اشاره دارد و از آن جواب مىدهد . كلام ابن سينا از ابن سينا كلامى نقل شده كه : « هر چيزى از غرائب و شگفتيها كه به گوش انسان
--> ( 1 ) . وقوع ، قضيّه فعليّه ، و امكان ، قضيّه ممكنه است ، و همانطور كه در منطق بيان شده ، قضاياى فعليّه ، اخصّ از قضاياى ممكنه ، هستند . ( 2 ) . مثل ادلّه حجّيت خبر واحد ، ادلّه حجّيت ظواهر كتاب و سنّت و . . . ( 3 ) . مانند : اجتماع نقيضان و . . . ( 4 ) . مانند : القاء فى المفسده ، تفويت مصلحت و . . .