الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

79

شرح كفاية الأصول

اوّل - مكلّف عالم به موضوع و حكم است ، مثلا هم مىداند كه در مكان غصبى ، نماز مىخواند و هم مىداند كه غصب ، حرام است . در اين صورت ، نماز ، باطل است . توضيح مطلب - عباديّت عبادت ، متوقّف بر سه چيز است : اوّلا : بايد خود آن عمل و فعلى كه مىخواهد به‌عنوان عبادت ، انجام بگيرد ، قابليّت و صلاحيّت اين را داشته باشد كه مكلّف بتواند به‌واسطه آن ، نسبت به خداوند متعال ، تقرّب پيدا كند ، و به تعبير ديگر : آن عمل بايد حسن فعلى داشته باشد . ثانيا : بايد عامل و مكلّف ، متمكّن از قصد قربت باشد و بتواند آن عمل را با قصد قربت ، انجام دهد . و به تعبير ديگر : عامل بايد حسن فاعلى داشته باشد . ثالثا : قدرت بر قصد قربت ، به تنهايى كفايت نمىكند و بايد شخص عملا هم قصد قربت كند . در اين فرض كه شخص با علم به حرمت غصب ، در مكان غصبى ، نماز مىخواند ، اگرچه فى حدّ نفسه ، شرط اوّل ( قابليّت عمل براى تقرّب ) را دارد ( زيرا نماز ، حسن فعلى دارد ) امّا شرط دوم ( تمكّن از قصد قربت ) وجود ندارد ، زيرا وقتى مكلّف ، عالم باشد كه اين صلاة ، نهى دارد ، با فرض امتناعى بودن و ترجيح جانب نهى بر امر ، ديگر امرى متوجّه صلاة نمىباشد و لذا علم پيدا مىكند كه اين عمل ، به خاطر اينكه قرين غصب ( و يا متّحد با آن ) شده ، مبغوض است و با چنين عملى ، قصد قربت جدّى ، نمىتوان داشت . پس در اين صورت ، قصد قربت ، متمشّى نمىشود . دوّم - مكلّف ، جهل تقصيرى « 1 » نسبت به موضوع ( غصب ) و حكم ( حرمت غصب ) داشته باشد .

--> ( 1 ) . جاهل مقصّر ، به كسى مىگويند كه خودش را با سوء اختيار ، در جهل نگاهداشته ، با اينكه مىتوانست جهلش را بر طرف كند مثل اينكه كسى در مركز علم باشد و با اين حال ، احكام را ياد نگيرد . در فقه ، با جاهل مقصّر ، مانند عامد رفتار مىكنند و لذا اگر از روى جهل ، مرتكب حرام شود ، مثل اين است كه از روى علم ، حرام را انجام داده و معاقب مىشود .