الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

103

شرح كفاية الأصول

در فلسفه ثابت شده كه تركيب بين جنس و فصل ، اتّحادى است . چنان‌كه تركيب در مورد مادّه و صورت ، نيز اتّحادى است . يعنى تركيب مادّه با صورت ، انضمامى نيست به گونه‌اى كه مادّه يك طرف و صورت در طرف ديگر قرار بگيرد ، بلكه وقتى در خارج ، مادّه و صورت ، تركيب مىشوند ، يك حقيقت را تشكيل مىدهند . « 1 » بر اين مبنا كه مطابق تحقيق است ، بايد قائل به امتناع اجتماع شد . مبناى دوم - تركيب انضمامى بر اين مبنا ، جنس يك ماهيّت و فصل هم ماهيّت ديگرى دارد و لذا وقتى باهم تركيب مىشوند ، در واقع به يكديگر ضميمه مىشوند . چنان‌كه تركيب مادّه و صورت در خارج نيز انضمامى است . بر اين مبنا كه خلاف تحقيق است ، بايد قائل به جواز اجتماع شد ، زيرا صلاة و غصب كه جنس و فصل مجمع ( حركت در مكان غصبى ) هستند ، دو چيزند كه امر به يكى و نهى به ديگرى تعلّق گرفته است . « 2 »

--> ( 1 ) . لازم به ذكر است كه مادّه همان جنس و صورت همان فصل است و تفاوت آنها در دو چيز است : الف - مادّه در ذهن ، همان جنس ، و صورت در ذهن ، همان فصل است ، به‌طورى كه اگر جنس و فصل از نشئهء ذهن به عالم خارج بيايند و عينيّت پيدا كنند ، همان مادّه و صورت مىشوند . ب - هريك از جنس و فصل بر ديگرى ، قابل حمل است ، ولى مادّه و صورت بر يكديگر حمل نمىشوند ، و لذا جنس و فصل ، « لا به شرط » از حمل و مادّه و صورت ، « به شرط لا » از حمل است . ( 2 ) . چنان‌كه بيان شد ، مبناى تحقيق ، اتّحادى بودن تركيب است ، يعنى در خارج ، بيشتر از يك حقيقت نداريم . مثلا « زيد » خارجى اگرچه « مادّه و صورت » و « جنس و فصل » دارد ، ولى در خارج ، فقط يك حقيقت است و آن‌گونه نيست كه مادّه يا جنس در يك طرف و صورت يا فصل در طرف ديگر باشد ، بلكه مادّه كه لا متحصّل است ، توسط صورت ، متحصّل مىشود و همين‌طور جنس كه مبهم است با فصل ، تحصّل و تشخّص مىيابد . توضيح مطلب : مادّه ، لا متحصّل است ، يعنى شخصيت و فعليّتى جز پذيرش صورت ندارد و تنها چيزى كه در آن فعليّت دارد ، قوّه بودن آن است و غير از صورت‌پذيرى ، صورت و فعليّتى ندارد و لذا با تمام صورت‌ها و فعليّت‌ها ، جمع مىشود . -