الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
42
شرح كفاية الأصول
اول : آنكه تكليف اضطرارى ( مأمور به به امر اضطرارى ) تمام مصلحت تكليف واقعى ( مأمور به به امر واقعى ) را دارا باشد . يعنى ثبوتا ممكن است ملاك نماز با تيمّم ، مانند ملاك نماز با وضو باشد ، بهطورى كه اگر نماز با وضو ، صددرجه ملاك داشته باشد ، نماز با تيمّم نيز صددرجه ملاك دارد . دوم : آنكه تكليف اضطرارى ، تمام ملاك مأمور به به امر واقعى را ندارد ، بهطورى كه با انجام آن ، مقدارى از ملاك مىماند ، و قابل تدارك هم نيست ، مثل اينكه نماز با وضو ، صددرجه و نماز با تيمّم ، هشتاد درجه ملاك داشته باشد ، كه در اين فرض با انجام نماز با تيمّم ، بيست درجه از ملاك باقى مىماند ، بهطورىكه امكان جبران و تدارك آن وجود ندارد ، حتّى اگر در وقت ، آب پيدا شود و بتوان نماز را با وضو خواند ، آن بيست درجه به دست نمىآيد ، تا چه رسد به قضا در خارج وقت . « 1 » سوم : آنكه تكليف اضطرارى تمام ملاك مأمور به أمر واقعى را ندارد ، ولى در مقدار باقيمانده ، امكان جبران و تدارك ، وجود دارد و تدارك آنهم « واجب » است . مثلا كسى كه نماز را با تيمّم خوانده است ، هم مىتواند باقيماندهء ملاك را جبران كند ، حالا چه در وقت ( به صورت اداء ) و چه در خارج وقت ( به صورت قضاء ) ، و هم باقيمانده بهگونهاى است كه تدارك آن واجب است ، مانند اينكه نماز با تيمّم 60 درجه ملاك دارد و نماز با وضوء 100 درجه . در اينجا چون باقيمانده ( چهل درجه ) زياد و غير قابل اغماض است ، تداركش واجب است . چهارم : آنكه تدارك ملاك باقيمانده ، مستحبّ است ، زيرا باقيمانده آنقدر زياد نيست كه قابل اغماض نباشد . مثلا اگر فرض شود كه نماز با تيمّم ، نود درجه مصلحت و ملاك داشته باشد ، چون باقيمانده ( ده درجه ) مقدار كمى است ، تداركش مستحبّ مىباشد نه واجب .
--> ( 1 ) . به تعبير استاد بزرگوار ، حضرت آية اللّه العظمى حاج شيخ هاشم قزوينى قدّس سرّه : عمل اضطرارى ، آتشكى است كه وقتى بيايد ، آن ملاك باقيمانده ( مثلا بيست درجه ) را از بين مىبرد ، بهطورىكه تداركش ممكن نيست .