الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
28
شرح كفاية الأصول
در چنين مواردى اجزاء نسبت به امر واقعى ( نماز با وضوء ) حاصل است ( بهطورىكه بعد از يافتن آب ، نيازى به اعاده در وقت يا قضاء در خارج از وقت ، نباشد ) يا نه ؟ ( بهطورىكه بعد از يافتن آب ، اعاده يا قضاء لازم باشد ) ؟ 2 - اجزاء مأمور به ظاهرى ، نسبت به امر واقعى : در اين مورد گفته مىشود : اتيان مأمور به به امر ظاهرى ، آيا كاشف از إجزاء و سقوط امر واقعى است يا نه ؟ مثلا اگر مكلّف ، بعد از آنكه نماز را با وضوى استصحابى ( كه امر ظاهرى دارد ) خواند ، يقين پيدا كند كه وضوء نداشته است ، آيا آوردن اين مأمور به ( نماز با وضوى استصحابى ) حكايت دارد از اجزاء نسبت به أمر واقعى ( بهطورىكه بعد از رفع جهل و كشف حقيقت ، نيازى به اعاده يا قضا نباشد ) يا نه ؟ ( بهطورىكه بعد از رفع جهل ، اعاده - اگر در وقت باشد - و يا قضاء - اگر در خارج وقت باشد - لازم باشد ) . نتيجهء اشكال : مستشكل مىگويد : در اين دو مورد ، اقتضاء بهمعناى دلالت و كشف است ، نه بهمعناى علّيّت و تأثير ، زيرا وقتى گفته مىشود : آيا اتيان مأمور به به امر اضطرارى يا به امر ظاهرى ، مجزى از امر واقعى هست يا نه ؟ در حقيقت معنايش اين است كه : « آيا امر اضطرارى ( مانند : دليل تيمّم ) يا امر ظاهرى ( مانند : دليل حجيّت استصحاب ) ، دلالت مىكند كه مأمور به به امر اضطرارى يا ظاهرى ، حتّى پس از كشف خلاف يا پس از رفع اضطرار و جهل ، جانشين مأمور به به امر واقعى مىشود ، بهطورى كه تا هنگام كشف خلاف و يا رفع جهل و اضطرار نيز أمر واقعى ، ساقط و نيازى به اعاده يا قضاء نباشد ؟ و يا اينكه دلالتش تا زمان اضطرار و عدم وجدان امر واقعى است بهطورىكه هنگام كشف خلاف ، يا رفع جهل و اضطرار أمر واقعى ، ثابت بوده ، و نياز به اعاده يا قضا باشد ؟ نكته : قبل از شروع در توضيح جواب از اشكال ، اشاره به اين نكته لازم است كه اگر گفته شود : « آيا اتيان مأمور به ، مجزى است يا نه ؟ » اوّلا نزاع « كبروى » است ، زيرا بعد از فرض مأمور به بودن ، بحث از اجزاء مىشود ، و ثانيا « عقلى » ( غير لفظى ) است ، زيرا بحث مىشود كه : آيا آوردن مأمور به ، علّت و مقتضى براى اجزاء است ؟ يا نه ، و به عبارت