الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
22
شرح كفاية الأصول
است از اينكه : « وجهه » همان « قصد وجه و عنوان » است . بنابراين اتيان مأمور به على وجهه ، يعنى : مأمور به با قصد وجه و عنوانش انجام گيرد . مقصود از قصد وجه همان قصد وجوب يا قصد استحباب است كه در مأمور به به يكى از دو صورت زير قابل تحقّق است : 1 - به نحو « توصيفى » ، مانند : « اصلّى صلاة الظهر الواجبة » ( « الواجبة » وصف صلاة ظهر است ) . 2 - به نحو « غايت » ، مانند : « اصلّى صلاة الظهر لوجوبها » ( لام در لوجوبها ، براى غايت است ) . چنان كه در مستحبّات نيز يا به صورت توصيف مىآيد ( مانند : « اصلّى صلاة الليل المندوبة » ) و يا به صورت غايت ( مانند : « اصلّى صلاة الليل لندبها » ) . پس عنوان مسئله اينطور مىشود : اگر مأمور به بر وجهش ( يعنى با قصد وجه و عنوانش ) اتيان شود ، فى الجملة مجزى است . مصنّف اين احتمال را با سه اشكال ، نفى مىكند : اشكال اوّل ( مع عدم اعتباره عند المعظم ) مشهور قصد وجه را در امتثال أمر مولا ، چه در تعبّديّات و چه در توصّليّات ، معتبر نمىدانند ، درحالىكه قائل به إجزاء هستند . بنابراين « وجهه » را نمىتوان بهمعناى قصد وجه و عنوان دانست ، زيرا كسانى كه قائل به اجزاء هستند ، قصد وجه را در امتثال أمر معتبر نمىدانند . اشكال دوم ( و عدم اعتباره عند من اعتبره ) اگر كسى قصد وجه را هم معتبر بداند ، تنها در « تعبّديّات » قائل است نه در توصّليّات . بنابراين اگر مقصود از « وجهه » قصد وجه باشد ، لازم مىآيد توصّليّات كه بدون قصد وجه مىباشند ، از حريم نزاع خارج شوند ، درحالىكه نزاع در بحث إجزاء ، مربوط به تمام واجبات ( أعمّ از توصّلى و تعبّدى ) است . اشكال سوم ( لا وجه لاختصاصه . . . ) اگر مقصود از « وجهه » قصد وجه باشد ، جاى اين سؤال است كه از بين تمام قيود