الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

86

شرح كفاية الأصول

اقسام حمل : 1 - حمل اوّلى ذاتى ( هو هو ) : در اين حمل ، بين موضوع و محمول ، در « مفهوم » اتّحاد است . يعنى : « ما يفهم من الموضوع ، يفهم من المحمول » . به عبارت ديگر : مفهوم موضوع با مفهوم محمول ، تفاوتى ندارد و بديهى است كه اتّحاد در مفهوم ، اتحاد در وجود را هم به دنبال دارد . مثال « 1 » : « الانسان انسان » يا « الانسان حيوان ناطق » . نام اين حمل ، « اوّلى » است ، چون بديهى مىباشد و تصديق آن آسان است . و « ذاتى » هم هست ، چون محمول در ذات موضوع است ، يعنى محمول يا تمام ذات موضوع است و يا جزء ذات آن . 2 - حمل شايع صناعى ( ذو هو ، مواطات ، اشتقاق ) : در اين حمل ، بين موضوع و محمول ، در « مفهوم » اختلاف است ، يعنى « ما يفهم من الموضوع ، غير ما يفهم من المحمول و بالعكس » ، امّا در وجود و مصداق ، بين آنها اتّحاد است . مثلا در « زيد عالم » مفهوم « زيد » غير از مفهوم « عالم » است ، اما در خارج فقط يك وجود است كه عالم هم مىباشد . يعنى اين‌طور نيست كه « زيد » يك وجود داشته باشد و « عالم » وجود ديگرى ، بلكه همين زيد ، كسى است كه علم دارد ( زيد ذو علم ) . نام اين حمل ، « شايع » است ، چون نوع حمل‌هايى كه در جامعه و ميان مردم وجود دارد ، از اين قسم است . مثلا مردم نمىگويند : « آب ، آب است » بلكه مىگويند : « آب ، شور است » و . . . و « صناعى » است ، چون اكثر حمل‌ها در صناعات ( علوم ) از اين قسم است . مثلا در علم نحو ، گفته مىشود : « الفاعل مرفوع » و . . . ، نه اينكه : « الفاعل فاعل » . بعد از بيان اين مقدّمه ، كلام مصنّف توضيح داده مىشود : عدم صحّت سلب ( انّ عدم صحّة السلب . . . ) عدم صحّت سلب لفظ از معنا ، و به عبارت ديگر : صحّت حمل لفظ بر معنا به « حمل اوّلى ذاتى » ( كه ملاكش اتّحاد موضوع و محمول در « مفهوم » است ) علامت آن است كه اين

--> ( 1 ) . در مطوّل به « أنا ابو النجم و شعرى شعرى . . . » مثال آورده شده است .