الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

454

شرح كفاية الأصول

هركدام از مرّه و تكرار داراى دو معنى مىباشند . 1 - مرّه به معناى « دفعه » و تكرار به معناى « دفعات » . 2 - مرّه به معناى « فرد » و تكرار به معناى « افراد » . ابتداء لازم است فرق اين دو معنى و سپس نسبت بين آنها بيان شود : فرق دو معنى « دفعه و دفعات » ناظر به أفراد طولى برحسب زمان است ، مثل اينكه مكلّف دفعهء اوّل نماز بخواند و در زمان ديگر و دفعهء دوّم و در زمان ديگر و دفعهء سوّم و . . . نماز بخواند و يا مثل اينكه عبد به أمر مولى ، يك بار إكرام كند و فردا ، بار ديگر اكرام كند و . . . ولى « فرد و افراد » ناظر به أفراد عرضى در يك زمان است ، مثل اينكه مولى به عبد بگويد : « اضرب » و او يك فرد از زدن را ايجاد كند و يا در عرض آن دو فرد ( با دو دست ) يا سه فرد ( با دو دست و يك پا ) يا چهار فرد ( با دو دست و دو پا ) ايجاد نمايد . نسبت بين دو معنا بين معناى « دفعه و دفعات » با « فرد و افراد » نسبت « عموم و خصوص مطلق » وجود دارد ، البته بين دفعه و فرد و بين دفعات و افراد تفاوت است ، به اين بيان كه : در مورد دفعه و فرد ، « دفعه » اعم و « فرد » اخص است . يعنى هر فردى حتما « دفعه » مىشود ولى هر دفعه‌اى ممكن است « فرد » نشود ( بلكه افراد باشد ) ، مثلا اگر عبد ، يك فرد از زدن را ايجاد كند ، قطعا يك دفعه را ايجاد كرده است ، ولى از آن طرف ممكن است يك دفعه باشد ولى در ضمن آن ، چند فرد بيايد ، مثل اينكه در يك دفعه با دو دست بزند كه دو فرد مىباشد يا در يك دفعه با دو دست و يك پا بزند كه سه فرد مىباشد ( و يا در يك دفعه با چند شلاق بزند ، كه يك دفعه است ولى داراى چند فرد مىباشد ) . امّا در مورد « دفعات و افراد » برعكس است ، يعنى أفراد أعمّ از دفعات است ، به گونه‌اى كه هر دفعاتى « افراد » مىشود ، ولى هر افرادى دفعات نمىشود ، بلكه مىتوان چند فرد را با يك دفعه انجام داد ، مثل اينكه يك دفعه با دو دست بزند و يا يك دفعه با چند شلّاق بزند كه در اينجا « افراد » محقّق است با اينكه « يك دفعه » بيشتر نمىباشد .