الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
390
شرح كفاية الأصول
5 - اهانت : مانند آيهء ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ « 1 » . در اين آيه ، چون صيغهء أمر ( ذق ) خطاب به اهل جهنّم مىباشد ، در اهانت استعمال شده است . 6 - احتقار : مانند آيهء فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ « 2 » . در اين آيه ، صيغهء امر ( ألقوا ) در احتقار ( كوچك شمردن ) استعمال شده است ، زيرا حضرت موسى عليه السّلام در خطاب به ساحران ، قصد دارد آنها را حقير و كوچك شمارد . 7 - تعجيز : مانند آيهء فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ « 3 » . در اين آيه ، صيغهء أمر ( فَأْتُوا ) به معناى تعجيز ( قدرت نداشتن برآوردن سورهاى مثل سورهء قرآن ) است ، چون خداوند « فَأْتُوا » ( بياوريد ) را در مقام دعوت به تحدّى و برابرى ، بيان كرده است 8 - تسخير : مانند آيهء كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ « 4 » . در اين آيه ، صيغهء أمر ( كُونُوا ) در معناى « تسخير » ( تبديل انسان به بوزينه ) استعمال شده است . نظر مصنّف ( و هو كما ترى . . . ) مصنّف پس از بيان كلام مشهور علماء ، آن را مورد انتقاد قرار مىدهد و مىگويد : صيغهء أمر فقط در يك معنا يعنى « انشاء طلب » استعمال مىشود ، پس موضوع له صيغهء أمر همان « طلب انشائى » است . البته دواعى و انگيزهها براى خاطر انشاى طلب ، مختلف است ، به اين صورت كه گاهى انگيزه و داعى انشاء طلب ، « بعث و تحريك واقعى و جدّى براى انجام كار » است ، و گاهى اين انگيزه عبارت است از : ترجّى ، تمنّى ، تهديد و . . . مثلا گاهى آمر واقعا و جدّا طالب عملى است و چون آن را از مأمور مىخواهد ، به او امر مىكند . امّا گاهى انگيزهء او از أمر كردن ، چيز ديگرى غير از بعث و تحريك و ارادهء جدّى است ( مثل دواعى هشتگانه مذكور ) .
--> ( 1 ) . الدخان ( 44 ) ، آيهء 49 . ( 2 ) . يونس ( 10 ) ، آيهء 80 . ( 3 ) . البقرة ( 2 ) ، آيهء 23 . ( 4 ) . البقرة ( 2 ) ، آيهء 65 .