الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
368
شرح كفاية الأصول
دارد و يا منصرف به آن است ) در مورد « طلب » نيز صدق مىكند ، يعنى « طلب » حقيقت در « طلب انشائى » است و يا لا اقلّ وقتى بدون قرينه استعمال شود ، منصرف به « طلب انشائى » است ، زيرا استعمال طلب در طلب انشائى ، كثرت دارد و كثرت استعمال ( بر خلاف كثرت وجود ) علامت وضع و حقيقت ( ظهور ) است . و الإرادة بالعكس . . . سپس مىگويد « اراده » به عكس « طلب » است يعنى نحوهء انصراف در كلمهء « اراده » بر خلاف « طلب » است ، به اين بيان كه : « اراده » هنگام اطلاق و عارى بودن از قرينه ، منصرف به « ارادهء حقيقى » ( شوق نفسانى قائم به نفس ) است ، و گرنه بدون لحاظ اين انصراف ، طلب و اراده در تمام مراتب چهارگانه عين يكديگرند ، چنان كه در عبارت بعدى به اين مطلب اشاره مىشود ، كه خلاصهء آن ، چنين است : 1 - اتّحاد طلب مفهومى با ارادهء مفهومى ، 2 - اتّحاد طلب ذهنى با ارادهء ذهنى ، 3 - اتّحاد طلب انشائى با ارادهء انشائى و 4 - اتّحاد طلب حقيقى با ارادهء حقيقى . و اختلافهما فى ذلك . . . مصنّف در اين عبارت با اشاره به نظر كسانى كه بين طلب و اراده فرق قائل شدهاند ، مىگويد : اختلاف طلب و اراده در « نحوهء انصراف » سبب شده است كه برخى از اصحاب اماميّه ( مثل مرحوم محقّق خوانسارى ) با نظر « اماميّه » و « معتزله » كه بين طلب و اراده تفاوتى نمىگذارند ، مخالفت كنند و به نظر اشاعره ( كه بين طلب و اراده تفاوت مىگذارند ) متمايل شوند ، درحالىكه تفاوت اين دو فقط در نحوهء انصراف است و اين به كثرت استعمال ، مربوط مىشود نه به موضوع له . فلا بأس . . . مصنف مىگويد : اگرچه در بعضى از فوائد « 1 » ، قول حقّ در مسئله را به تفصيل ، بيان كردم ، امّا ذكر مجدّد آن در اينجا خالى از فائده ( از باب تكرار و يادآورى براى كسانى كه فوائد را خواندهاند ) و افاده ( براى كسانى كه فوائد را نخوانده و اين مطالب براى آنها تازگى دارد )
--> ( 1 ) . فائدهء دوم از كتاب فوائد ( كه ضميمهء تعليقه بر رسائل مىباشد ) اشاره دارد .