الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
365
شرح كفاية الأصول
جهت چهارم : طلب و اراده مصنّف در جهت چهارم از مباحث مربوط به ماده أمر مطالبى را بيان مىكند كه مقدّمهء « 1 » مسألهء اتّحاد طلب و اراده است . به اين بيان : پس از آنكه در جهت اول بيان شد كه ماده « أمر » در « طلب » ظهور دارد ، و در جهت سوم نيز معلوم شد كه در « طلب وجوبى » ظهور دارد ، در جهت چهارم بحث مىشود كه مقصود از « طلب » چيست ؟ در توضيح آن لازم است به اقسام طلب وجوبى اشاره شود : اقسام طلب وجوبى طلب وجوبى بر چهار قسم است : 1 - طلب مفهومى : يعنى طلبى كه داراى مفهوم و معناى خاصّى مىباشد و آن عبارت است از « درخواست كردن » ، مانند ساير كلمات كه هريك داراى مفهوم و معناى خاصّى مىباشند . 2 - طلب ذهنى « 2 » : يعنى طلبى كه در ذهن وجود دارد و شخص آن را ابتدا در ذهن خود تصوّر و درك مىكند . مانند ساير كلمات كه ابتدا مفاهيم آنها در ذهن هر شخصى حضور دارد . نمونهء آن « انسان ذهنى » است كه ابتدا مفهوم آن در ذهن هر شخص حاصل مىشود ، و از اين جهت چنين انسانى « علم » ( كيف نفسانى ) خواهد بود . و به عبارت ديگر : اين انسان ، انسان است به حمل اوّلى ، ولى انسان نيست به حمل شايع . بلكه مصداق علم است . 3 - طلب انشائى : يعنى طلبى كه شخص آن را انشاء و ايجاد مىكند ، چه با اشاره و فعل ، كه « انشاء فعلى » نام دارد ، و چه با لفظ ، كه « انشاء لفظى » نام دارد ، البته گاهى به صورت شفاهى و گاهى به صورت كتبى است .
--> ( 1 ) . اين مقدّمه كمكم به مسألهء جبر و اختيار كشيده مىشود تا آنجا كه مصنّف مىگويد : « قلم به اينجا رسيد ، سر بشكست » و اى كاش مصنّف وارد اين مسئله نمىشد . استاد بزرگوار ، مرحوم آية اللّه العظمى آقاى حاج شيخ هاشم قزوينى ( اعلى اللّه مقامه ) به قدرى ناراحت شده بود كه فرمودند : « اى كاش اين قلم سر نمىداشت كه به اينجا برسد و سرش بشكند » . لذا عدّهاى چنين گمان كردهاند كه مصنّف جبرى مذهب بوده است درحالىكه اينگونه نيست . ( 2 ) . مرحوم علّامه مشكينى قدّس سرّه در حاشيه ، مرتبهء « ذهنى » را اضافه كرده است .