الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

332

شرح كفاية الأصول

1 - صدورى : در جايى است كه مشتقّ به صورت هيئت « فاعل » باشد ، مانند : « زيد ضارب » كه ضرب از سوى زيد ، صادر شده است . 2 - حلولى : در جايى است كه مشتقّ به صورت هيئت « صفت مشبّهه » باشد ، مانند : « زيد مريض » كه مرض در ذات ، حلول كرده است . 3 - وقوعى : اين نوع از تلبّس بر دو قسم است : الف - وقوعا عليه : در جايى است كه مشتقّ به صورت هيئت « مفعول » باشد ، مانند : « زيد مضروب » ، كه ضرب بر زيد ، واقع شده است . ب - وقوعا فيه : در جايى است كه مشتقّ به صورت هيئت « اسم زمان و مكان » باشد ، مانند : « مقتل زيد » كه قتل زيد در يك مكان يا زمان ، واقع شده است . 4 - انتزاعى : اين نوع هم بر دو قسم است : الف - تلبّس انتزاعى در امور متأصّله ( مع اتّحاده معه خارجا . . . ) يعنى امر انتزاعى ( منتزع ) در خارج ، واقعيّت دارد به گونه‌اى كه عين ذات « منتزع عنه » است ، چنان‌كه صفات خداوند اين‌گونه است ، مانند : « اللّه عالم » كه علم از ذات خداوند ، انتزاع شده و واقعيّت آن ، عين واقعيّت ذات او مىباشد . ب - تلبّس انتزاعى در اعتباريات و اضافات ( أو مع عدم تحقّق . . . ) يعنى امر انتزاعى ( منتزع ) تحقّق و مابازاى خارجى ندارد ، بلكه يك امر اعتبارى و انتزاعى محض است ، و تحقّق و خارجيّت تنها براى « منتزع عنه » ( ذات ) است . مانند : عنوان « ابوّت » كه از مثل « زيد أب » انتزاع مىشود و قيام آن ( كه مبدأ اشتقاق است ) به ذات ( زيد ) ، از نوع قيام صدورى يا وقوعى نيست ، بلكه انتزاعى است ، يعنى از « زيد » پس از آنكه صاحب فرزند شد ، اين عنوان انتزاع مىشود ، درحالىكه اصلا مابازاى خارجى و تحقّق ندارد ، بلكه فقط منتزع عنه ( ذات ) در خارج تحقّق دارد . و يا مانند عناوين « ملكيّت ، زوجيّت ، حرّيّت ، رقيّت و . . . ( ساير امور اعتبارى ) » كه از مثل « زيد مالك أو زوج أو حرّ أو رقّ و . . . » انتزاع مىشوند و در خارج ، موجود نيستند و فقط منتزع عنه ( ذات ) در خارج موجود است .