الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

314

شرح كفاية الأصول

اشاره دارد . سؤال : اگر مفهوم يا مصداق شىء در مشتقّ ، مأخوذ باشد ، به‌طورى كه مشتقّ يك مفهوم مركّب داشته باشد ، فرق آن با مبدأ اشتقاق واضح است . مثلا فرق بين عالم ( مشتقّ ) و علم ( مبدأ اشتقاق ) اين است كه : علم عبارت از ادراك و كيف نفسانى است ، ولى عالم به شخصى گفته مىشود كه داراى صفت علم است . و به عبارت ديگر : در مبدأ اشتقاق ، ذات ( شىء ) مأخوذ نيست ، ولى در مشتقّ ، ذات مأخوذ است . اما اگر مشتقّ بسيط باشد و مفهوم يا مصداق شىء در آن مأخوذ نباشد ، جاى سؤال است كه بين مشتقّ و مبدأ اشتقاق چه فرقى خواهد بود ؟ مثلا اگر « عالم » بر ذات دلالت نكند ، با « علم » ( كه بر ذات دلالت نمىكند ) چه تفاوتى دارد ؟ زيرا در اين صورت ، در « عالم » غير از علم ، چيز ديگرى أخذ نشده است . جواب : مصنّف مىگويد : اگرچه مشتقّ ، بسيط است ولى مفهوم آن با مفهوم مبدأ اشتقاق تفاوت دارد ، به اين بيان كه : مفهوم مشتقّ به گونه‌اى است كه بدون ملاحظهء امور خارج از آن ، بر ذاتى كه متلبّس به مبدأ است ، حمل مىشود . مانند : « زيد عالم » ، « زيد عادل » و . . . در اينجا « عالم » و « عادل » بر ذات ( زيد ) كه متلبّس به مبدأ ( علم ، عدل ) است ، بدون تكلّف و بدون تأويل و تقديرى ، جريان يافته است ، به‌طورى كه حمل آن ، « هو هو » ( اين‌همانى ) است ، يعنى ذات با مشتقّ ، اتّحاد ( از نوع حلولى يا صدورى يا انتزاعى يا ايجادى ) دارد . ولى مفهوم مبدأ به گونه‌اى است كه بدون تأويل و مجاز ، بر ذات حمل نمىشود . مثلا « زيد علم » و « زيد عدل » گفته نمىشود ( زيرا زيد غير از علم و عدل است « 1 » ) و حمل « هو هو » ايجاد نخواهد شد ، درحالىكه ملاك حمل و جرى ، هو هويت است . البته حمل مبدأ بر ذات در مثل « زيد علم » ، با تأويل ( بر وجه غير حقيقى ) به يكى از أنحاء سه‌گانه زير امكان دارد : الف - مجاز در حذف ، يعنى : « زيد ذو علم » .

--> ( 1 ) . « زيد » جوهر و مدرك و موصوف است ، امّا « علم و عدل » وصف و عرض است .