الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

232

شرح كفاية الأصول

2 - قول سعد الدّين تفتازانى : ايشان معتقد است وضع و موضوع له حروف ، عام است ولى مستعمل فيه آن ، خاصّ است ، يعنى فقط در خاص استعمال مىشود . مطابق اين دو قول ، تفاوت معناى حرفى مثل « من » ، با معناى اسمى مثل « الابتداء » ، تفاوت ماهوى و ذاتى و جوهرى است . 3 - قول مصنّف : ايشان معتقد است كه حرف در تمام مراحل وضع ، موضوع له و مستعمل فيه ، عامّ است و تنها در مرحلهء استعمال « خاصّ » مىشود . بنابراين بين معناى حرفى و اسمى ، تفاوت و تمايز ذاتى وجود ندارد و معنا در هر دو ، يكسان است ، به عبارت ديگر : معناى حرفى در حروف ، با معناى اسمى آنها ، مترادف است . پس اختلاف معناى اسم و حرف ، در مرحلهء استعمال و به خاطر كيفيّت لحاظ مستعمل است ، به اين صورت كه اگر مستعمل ، آن را به لحاظ آلى در نظر بگيرد ، معناى حرفى خواهد بود و اگر آن را به لحاظ استقلالى در نظر بگيرد ، معناى اسمى مىشود . و به‌همين‌جهت است كه معناى اسمى ، مبتدا و خبر واقع مىشود ، مانند : « الابتداء خير من الانتهاء » ، به خلاف معناى حرفى كه مبتدا و خبر واقع نمىشود ، و لذا صحيح نيست كه گفته شود : « من » خير من « إلى » . و چون كيفيّت لحاظ از اطوار و شئون استعمال است ، و استعمال هم در رتبهء بعد از وضع ، موضوع له و مستعمل فيه است ، نمىتوان آن را در اين مراحل كه قبل از استعمال هستند ، أخذ كرد ، و گرنه تقدّم شىء بر نفس به چند مرتبه لازم مىآيد . بنابراين چون لحاظ آلى و استقلالى ، جزء معناى اسم و حرف نيست ، بين معناى اسمى و حرفى تباين ذاتى وجود ندارد . فلفظ الابتداء لو استعمل . . . اين عبارت ، اشاره دارد به همان اشكال و جواب كه در امر دوم ( وضع ) گذشت و در اينجا به‌طور خلاصه ، به آن اشاره مىشود . اشكال : اگر بين معناى اسمى و حرفى اختلاف ذاتى نيست ، چرا به‌جاى يكديگر استعمال نمىشوند ؟ مثلا چرا نمىتوان « من » را به‌جاى « الابتداء » و « إلى » را به‌جاى « الانتهاء » ( در مثل « الابتداء خير من الانتهاء » ) و يا « الابتداء » را به‌جاى « من » و « الانتهاء » را به‌جاى « الى »