الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
218
شرح كفاية الأصول
عدم جريان نزاع در اسم زمان مصنّف در اين امر به اشكال در مورد جريان نزاع در اسم زمان ، اشاره مىكند و جواب مىدهد . اشكال : قبلا بيان شد تمام مشتقّاتى كه بر ذات جارى مىشود ، مورد نزاع در باب مشتق مىباشد ، مانند : اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبّهه ، صيغهء مبالغه ، اسم زمان ، اسم مكان و اسم آلت . ولى در « اسم زمان » اشكال شده كه از حريم نزاع در باب مشتقّات ، خارج است . « 1 » توضيح مطلب : در مشتقّ ، بحث دربارهء يك ذات ثابت و پايدار است كه گاهى متلبّس به مبدأ در زمان حال و گاهى در زمان استقبال مىشود و گاهى نيز در زمان گذشته متلبّس به مبدأ بوده است . بنابراين ذات در باب مشتقّ ، داراى سه فرد است : 1 - فرد تلبّسى ( متلبّس به مبدأ در حال ) . 2 - فرد انقضائى ( متلبّس به مبدأ در گذشته ) . 3 - فرد « س » يا « سوف يتلبّس » ( متلبّس به مبدأ در آينده ) . مثلا « زيد » ( به عنوان يك ذات ثابت ) هم مىتواند در زمان حال يا آينده متلبّس به مبدأ ( مثل : علم ) باشد و هم مىتواند اين مبدأ از او منقضى شده باشد . امّا برخى از ذاتها به گونهاى هستند كه حالت ثابت و پايدار ندارند ، و با انقضاى مبدأ ، ذات نيز منقضى مىشود . و به عبارت ديگر : انقضاء مبدأ در اين موارد ، سبب انقضاى ذات نيز مىباشد ، و چنانچه ذات در آينده متلبّس به مبدأ شود ، ذات ديگرى خواهد بود و همينطور ذاتى كه قبلا متلبّس بوده ، ذات ديگرى بوده است ، و لذا نزاع باب مشتقّ در اين موارد جارى نمىشود . از جمله ذواتى كه حالت ثابت و پايدار ندارند ، « زمان » است .
--> ( 1 ) . بايد توجه داشت مطلبى كه مصنّف در اينجا ذكر مىكند ، يك بحث دقيق فلسفى است و با بحث صاحب فصول كه بعضى را داخل و بعضى را خارج كرد و جنبهء ادبى و اصولى داشت ، تفاوت دارد . علاوه اينكه حتّى بعضى از كسانى كه نظرشان در مقابل صاحب فصول است ( بهطورى كه معتقدند همهء مشتقّات جاريهء بر ذات داخل در نزاع هستند ) ، اسم زمان را از حريم نزاع خارج دانستهاند .