الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
208
شرح كفاية الأصول
3 - اسم آلت : معناى آن عبارت است از : « ما اعدّ للآليّة » ( چيزى كه شأنيت و آمادگى دارد تا آن را به كار گيرند ) و لذا با چنين معنايى ، حقيقت در أعمّ است ( البته تا وقتى كه از آلت بودن خارج نشود ) . 4 - صيغهء مبالغه : موضوع له آن عبارت است از : « ذات متّصف به كثرت در مبدأ » ، و لذا با وجود چنين معنايى ، حقيقت در اعمّ است ، مانند : « علّامه » كه تا وقتى شخص متّصف به آن ، داراى « علم كثير » است ، اين صفت در او موجود مىباشد . مصنّف مىگويد : چون صاحب فصول براى اين مشتقّات پنجگانه بهطور دلخواه ، معانى ذكر كرده و آن را هم مورد اتّفاق همه مىداند ، گمان كرده است كه نزاع اصولىها در اين مشتقّات جريان نمىيابد ، درحالىكه اين گمان باطل است و اين معانى مورد خدشه مىباشد ، و لذا نزاع در تمام انواع مشتقّات جارى خواهد بود . انواع تلبّسات ذات به مبدأ ( و اختلاف . . . ) مصنّف مىگويد : اختلاف در تلبّس كه به خاطر اختلاف در مبدأ است ، باعث شده تا عدّهاى گمان كنند بعضى از مشتقّات از محل نزاع خارج هستند ، و حال آنكه انواع و اقسام تلبّس ذات به مبدأ اشتقاق ، سبب اختلاف در محلّ نزاع از مشتقّ نمىباشد . توضيح مطلب : قبل از اينكه معلوم شود اختلاف تلبّسات ، سبب اختلاف در محلّ نزاع نمىباشد ، بايد دانست كه اقسام مختلف تلبّس ذات به مبدأ به خاطر اين است كه مبدأ اشتقاق ، به صورتهاى مختلفى در ذات ، أخذ مىشود . صور أخذ مبدأ اشتقاق در ذات 1 - فعليّت مبدأ اشتقاق به يكى از صورتهاى چهارگانه ، در ذات أخذ مىشود كه به شرح زير است : در اين صورت ، مبدأ اشتقاق ، بالفعل ( نقد ) در ذات مأخوذ است ، كه اگر چنين شد قطعا تلبس ذات به آن مبدأ ، فعلى خواهد بود ، مانند : « زيد حىّ » كه « حىّ » مشتق و « حيات » مبدأ اشتقاق است ، و معلوم است كه حيات در زيد ( ذات ) بايد بالفعل موجود باشد ، تا به او « حىّ » گفته شود و اگر اين حيات بالفعل در او نباشد ، ميّت خواهد بود نه حىّ .