الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

205

شرح كفاية الأصول

برآن حمل شود . و مانند : « هذا الجسم أبيض » كه « بياض » مبدأ اشتقاق و عرض است و با حلول در جسم ( مثل پارچه ) و اتّحاد با آن سبب شده تا عنوان « ابيض » از جسم ، انتزاع و برآن حمل شود . 2 - اتّحاد انتزاعى در اين قسم مبدأ اشتقاق ، از ذات انتزاع مىشود . مانند : « هذه الدّار ملك لزيد » . در اينجا « ملك » ، مشتق و « دار » ، ذات ، و « ملكيّت » ، مبدأ اشتقاق است و از « دار » ( خانه ) انتزاع ، و با آن متّحد مىشود ، و به سبب اين اتّحاد ، مفهوم مشتقّ انتزاع و بر ذات حمل مىگردد و روشن است كه منشأ اتّحاد ، انتزاع است نه حلول ، زيرا ملكيّت يك امر عرضى و خارجى نيست تا در ذات خانه حلول كند ، بلكه يك امر اعتبارى و انتزاعى است . 3 - اتّحاد صدورى و ايجادى در اين قسم مبدأ اشتقاق از ذات صادر مىشود . مانند : « زيد ضارب » . كه « ضرب » يك عملى است كه از سوى ذات ( زيد ) صادر و با آن متّحد شده است و اين اتّحاد موجب مىشود كه عنوان « ضارب » از ذات ، انتزاع و برآن حمل شود . توجّه : در بعضى از نسخه‌ها ، عطف با « واو » ذكر شده ، يعنى « الصدور و الايجاد » كه در اين صورت اتحاد صدورى و ايجادى ، يك نوع محسوب مىشوند ، چنانچه مطلب بالا طبق آن ذكر شده است ، ولى در بعض از نسخه‌ها عطف با « أو » ذكر شده يعنى « الصدور أو الايجاد » كه در اين صورت ، قسم چهارمى بر اقسام اتّحاد اضافه مىشود كه عبارت است از اتّحاد « ايجادى » كه با اتّحاد « صدورى » متفاوت خواهد بود ، مانند : « زيد آكل » ، كه « أكل » ( مبدأ اشتقاق ) از سوى ذات ( زيد ) ، صادر نمىشود بلكه ايجاد مىشود ، يعنى زيد ، اين عمل ( أكل ) را ايجاد مىكند و از اين جهت ذات با مبدأ اشتقاق ، متّحد مىشود و به سبب اتّحاد ، عنوان مشتق ( آكل ) از ذات ، انتزاع و برآن حمل مىشود . نتيجه : هركدام از اقسام اتّحاد ، سبب مىشود تا بتوان مفهوم مشتقّ را از ذات ، انتزاع ، و برآن حمل كرد . به عبارت ديگر : مثلا عنوان « ضرب » مستقيما بر ذات ، قابل حمل نيست ، بلكه به سبب اتحاد آن با ذات ( كه از نوع اتّحاد صدورى است ) عنوان « ضارب » ( كه مشتق است ) از ذات ، انتزاع ، و برآن حمل مىشود ، و همچنين است ساير اقسام اتّحاد .