الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
20
شرح كفاية الأصول
علم نحو علاوه بر آنكه عنوان عامّ مذكور است ، عنوان خاصّ « كلمه و كلام » نيز هست . اما موضوع برخى از علوم ، مثل علم اصول ، عنوان خاصّى ندارد . البته اين مطلب ، به موضوعيّت يك موضوع ضررى نمىرساند ، بلكه همان عنوان عامّ كفايت مىكند ، زيرا بديهى است كه موضوعيّت ، دائر مدار عنوان و اسم نيست ، و بههمينجهت مىتوان با هر چيزى كه بر موضوع دلالت داشته باشد ، از آن تعبير نمود . موضوع علم اصول ( و قد انقدح . . . ) از بيان قبل معلوم شد كه موضوع علم اصول ، عبارت است از : عنوان كلّى و طبيعى كه بر موضوعات مسائل مختلف اصولى ، منطبق است ، و عنوان خاصّى ندارد . هرچند مطابق دو قول ديگر ( كه خواهد آمد ) موضوع علم اصول ، عنوان خاصّ دارد . بنابراين به اقوال در مسئله اشاره مىشود . اقوال : در تعيين موضوع علم اصول سه قول مطرح است : 1 - قول مشهور و ميرزاى قمى قدّس سرّه مشهور معتقدند كه موضوع علم اصول ، « أدلّهء أربعه » با وصف و قيد « دليليّت » است . يعنى دليليّت و حجّت بودن ، حيثيّت تقييدى و جزء موضوع علم اصول است ، نه آنكه حيثيّت تعليلى و خارج از آن باشد . بنابراين موضوع علم اصول « الكتاب الدليل » ، « السنّة الدليل » و . . . است . اين قول ، مختار ميرزاى قمى قدّس سرّه نيز هست كه صاحب فصول در اعتراض به ايشان گفته است : مطابق اين قول ، لازم مىآيد كه بسيارى از مسائل علم اصول ( مثل حجيّت خبر واحد ، حجيّت ظواهر كتاب و . . . ) از مبادى علم اصول باشد ، زيرا در اين مسائل ، بحث دربارهء خود موضوع است ، نه عوارض آن ، و حال آنكه اين مسائل جزء مسائل مهم علم اصول است .