محمد موسوى بجنوردى

15

استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى )

پيش درآمد علم اصول از علوم كهن و گسترده‌اى است كه در بستر تمدّن عظيم اسلامى به مرور زمان و با تلاش‌هاى روزافزون انديشمندان اسلامى به رشد و تعالى خود رسيده است و در حال حاضر نيز ، در حوزه‌هاى علميّه و در مجامع دانشگاهى ، اين مسير هميشگى خود را با نظريه‌هاى جديد و حلّ مسائل پيچيده آن ادامه مىدهد . در واقع ، علم اصول ؛ عبارتست از علمى كه منجر به كشف قواعدى براى استنباط احكام شرعى مىشود . بنابراين ، اساس و پايهء استنباط احكام فقهى است كه هر مجتهدى ناگزير به يادگيرى اين علم از يك طرف ، و داشتن مبانى فكرى لازم جهت استخراج و استنباط آن احكام از طرف ديگر است . فهم انديشه‌ها و اصول نظام‌مند فكرى عالمان ، تنها راه دستيابى به مبانى فكرى علما و انديشمندان اسلامى است كه با تأمل در آن مبانى به زواياى تاريك يا تناقضات آراى فقهىشان مىتوان پى برد و به بررسى و حتى نقد و تحليل آن‌ها پرداخت . مرحوم « شيخ ملا محمد كاظم خراسانى » معروف به « آخوند خراسانى » ، برجسته‌ترين شخصيت علمى و دانشمند بىبديل علم اصول است كه با طرح مبانى اصولى تازه در آثار و تأليفات خود و نيز با پرورش محقّقان و شاگردان سرشناس در حوزه فقه و اصول ، تحوّل شگرفى در عالم تشيّع به ويژه در علم اصول ايجاد كرد كه در دورهء اخير ، بزرگان علم اصول همچون « محقق سيد ابو الحسن اصفهانى » ، « محقق نائينى » ، « محقق كمپانى » و « آغا ضياء عراقى » ( رحمة اللّه عليهم ) با نقد آراء و مبانى اصولى آخوند و ارائه نظريه‌هاى راه‌گشا و مبانى جديد ، به توسعه و تعميق اين علم همت گماشتند . از ميان مهم‌ترين آثار تأليفى آخوند خراسانى ، دو كتاب ارزشمند « كفاية الاصول » و « درر الفوائد فى الحاشية على الفوائد » از درخشش و اهميت فوق‌العاده‌اى برخوردارند كه برجسته‌ترين ويژگى موجود در اين دو اثر ، به ويژه « كفاية الأصول » ، استفاده از قواعد و مسائل فلسفى در مباحث علم اصول است كه جداى از تأثير در تكامل اين علم ، با مشكلى با عنوان خلط مسائل علوم واقعى و مسائل علوم اعتبارى ، همراه بوده است . در عصر حاضر نيز ، حضرت امام خمينى ( س ) با بيان ديدگاه‌هاى نو و ابتكارى و طرح مبانى جديد ، نقش بسزايى در روند تكامل دانش علم اصول ايفا كردند كه اين ويژگى در آثار ارزشمند اصولى ايشان به خصوص « تهذيب الاصول » ، « مناهج الوصول إلى علم الأصول » و « جواهر الأصول » به روشنى پيداست ، امّا ايشان دربارهء نقد و بررسى آراى فقها بالأخص آخوند خراسانى ، ابتدا به بررسى مبانى آن آراء پرداخته ، و بعد در قالب